آریا بانو - ژنرال گاردان که در سال ۱۸۰۷ م به ریاست هیاتی از نظامیان و غیر نظامیان فرانسوی به ایران آمده در خصوص تعداد سوارهنظام ارتش قاجار مینویسد: «عده سواره نظام ۱۴۴۰۰۰ نفر است و سواران خراسانی از دیگران کارآمدتراند.»
اوژن فلاندن که در دوره محمدشاه از نیروهای نظامی ایران دیدن کرده است، مینویسد: «اگر جنگی پیش آید، شاه به تمام ولایات فرمان میفرستد و هر منطقه سوارانی مسلح به دربار روانه مینماید. »
سواران تحت رهبری رؤسای خود قدم در میدان جنگ میگذاشتند و جز او از کسی اطاعت نمیکردند. غلامحسین مقتدر در کتاب «تاریخ نظامی ایران» در این خصوص مینویسد: «سواران بیشتر از بین خانزادههای ایلات و طوایف انتخاب میشدند و غیر از رئیس خود از (کس) دیگری اطاعت نمیکردند.»
ژنرال گاردان که در سال ۱۸۰۷ م به ریاست هیاتی از نظامیان و غیر نظامیان فرانسوی به ایران آمده در خصوص تعداد سوارهنظام ارتش قاجار مینویسد: «عده سواره نظام ۱۴۴۰۰۰ نفر است و سواران خراسانی از دیگران کارآمدتراند.»
گاسپار در وویل در سفرنامه خود تحت عنوان «سفر در ایران» در مورد اهمیت و تعداد سوارهنظام در ایران و سایر کشورهای شرقی مینویسد: «قشون اصلی ایران مانند سایر کشورهای شرقی از سوارهنظام تشکیل میگردد که تعداد افراد آن همیشه سه
یا چهار برابر افراد پیاده نظام است. در میان سوارهنظام ارتش سنتی هیچگونه نظم و ترتیبی دیده نمیشود. در مواقع جنگ افراد سوار تحت هیچ نظمی نیستند و هر قسم که باشند چهار نعل و بدون هیچ ترتیبی به دشمن حمله میبرند. اگر دشمن متزلزل شد ایستادگی میکنند و الا با بینظمی تمام چهارنعل عقب مینشینند و از عقب تیر میاندازند. »
این ضعف تا مدتها نیز ادامه داشت و فرماندهان ارتش ایران در دوره قاجار در صدد بر طرف کردن آن برنیامدند، چنانکه اوژن فلاندن که ۳۳ سال بعد از ژنرال گاردان به ایران آمده است در سفرنامه خود در این خصوص چنین مینویسد: «در سواری هیچ یک ترسو و ناورزیده نیستند، لیکن یگانه عاملی که آنها را از خدمات مؤثر باز میدارد بینظمی است. ارشدان نیز هیچ به فکر نیستند که این نقیصه را از سربازان مرتفع سازند.»
اما این روش در برخی جنگها به شدت کاربردی بود چرا که تاکتیک و شیوه جنگی سوارهنظام روشی بود که پارتها در دوران باستان به گونه «جنگ و گریز» به کار میبردند. امینه پاکروان در خصوص شیوه جنگی سواره نظام سنتی مینویسد: «آنها در تظاهر به فرار هم آواز میشدند و این حیله جنگی دیرینهای بود که نتیجه میداد، زیرا که جزئیات آن قابل پیشبینی نبود.»