آریا بانو - به گزارش خبر فوری ، شاید برای بسیاری عجیب باشد اما این یک واقعیت تاریخی است: آمریکایی که امروز خود را مدعی حقوق بشر میداند، بر روی استخوانهای دهها میلیون انسان بومی این قاره ساخته شده است. جمعیت سرخپوستان آمریکای شمالی از حدود ۵ میلیون نفر در قرن پانزدهم، به کمتر از ۲۵۰ هزار نفر در اوایل قرن بیستم رسید و قبایلی مانند «پکوئت»، «موهیکن» و «ماساچوست» بهکلی از صفحه روزگار محو شدند. این فاجعه، نه تصادف، که یک سیاست برنامهریزیشده و چندصدساله بود که وحشیانهترین روشهای ممکن در آن بهکار گرفته شد.
در واقع، از همان روز اول که ارنان کورتس و «کانکیستادورها» به قاره آمریکا سفر کردند، جنایت غرب علیه مردم بومی آمریکا آغاز شد. بسیاری گمان دارند که مردم بومی آمریکا مردمی «وحشی»، «خشن» و «بیتمدن» بودند اما این مساله درست نیست. داستان مواجهه اسپانیاییها با مردم سرخپوست و تعجب آنان از دیدن تفنگ و اسب اسپانیاییها و پرستش آنها به عنوان «ایزد» بیش از حد اغراق شده است. حتی روایات ذکر شده در کتاب مشهور «درخت پرتقال» اثر کارلوس فوئنتس نیز تاحدی اغراق شده هستند. آنچه واقعیت مسلم است این است که حداقل سه تمدن «آزتک»، «مایا» و «اینکا» در قاره آمریکا زندگی میکردند؛ سه تمدنی که درسهای بسیار به سفیدپوستان مهاجم آموختند اما این درسآموزهها زمینه را برای قلع و قمع آنان توسط سفیدپوستان فراهم کرد.

جنایت علیه سرخپوستها با ورود ارنان کورتس و سربازان اسپانیاییاش آغاز شد. بعد از اسپانیاییها، نوبت به فرانسویها رسید و بعد از مدتی نیز انگلیسیها شروع به قتل عام سرخپوستها و اشغال اراضی آنان کردند. اما این تازه آغاز ماجرای اشغالگری و جنایت بود. سفیدپوستان انگلیسی که غالبا فقیر، شرور و حتی فراری بودند، برای ساخت «بهشت» راهی آمریکا شدند. آنها زمینهای پهناور آمریکا را به اشغال درآوردند، شروع به پرورش گله گاومیش کردند و آرام آرام با هم متحد شده و کشور «ایالات متحده» را ایجاد کردند. بعد از مدتی این کشور تازه تاسیس شروع به افزایش اراضی خود کرد و نتیجه این اتفاق، کشتار سرخپوستان بومی، اشغال زمینهای آنان و قتل عام آنان بود.
بررسی تاریخ آمریکا بیشتر شبیه یک داستان ترسناک است. جنایت سفیدپوستان مهاجر علیه سرخپوستهای بومی از جنایت سفیدپوستان علیه بردههای سیاهپوست نیز وحشتناکتر است. آنها به بدترین شکل و با استفاده از عجیبترین روشها، سرخپوستان را از دور خارج کرده و اراضی آنان را اشغال کردند. در این گزارش قصد داریم به مهمترین این روشها اشاره کنیم:
۱ . پوستسر جایزهدار؛ قیمتگذاری جنایت

در سال ۱۸۱۴، «جیمز مدیسون» رئیسجمهور وقت آمریکا قانونی امضا کرد که به ازای تحویل هر پوستسر (فروتکه) از یک سرخپوست، ۵۰ تا ۱۰۰ دلار جایزه پرداخت شود. کشتن مردان بالای ۱۲ سال، ۱۰۰ دلار و کشتن زنان و کودکان، ۵۰ دلار پاداش داشت. این قانونِ دولتی، قتل عام سرخپوستان را به یک کسبوکار سودآور تبدیل کرد؛ بهطوری که در ایالت کالیفرنیا در دهه ۱۸۶۰، هر پوستسر سرخپوست ۵ دلار خریدار داشت، درحالیکه میانگین دستمزد روزانه یک کارگر سفیدپوست ۲۵ سنت بود.
۲ . جنگ بیولوژیک؛ پتوی مرگبار آبله
پیش از تأسیس رسمی آمریکا، استعمارگران انگلیسی شنیعترین روش را برای قتل عام بومیان آمریکا ابداع کردند: اهدای پتو و دستمالهای آلوده به ویروس آبله به قبایل سرخپوست. سرخپوستان که هیچ ایمنی در برابر این بیماری نداشتند، دستهجمعی تلف میشدند. تاریخنویسان تخمین میزنند که حداقل یک میلیون سرخپوست مستقیماً بر اثر همین پتوهای آلوده جان باختند. این یک جنایت جنگی تمامعیار بود که در کتابهای درسی آمریکا کمتر به آن اشاره میشود. بسیاری معتقدند پس از تاسیس آمریکا، این روش از انگلیسیها به ارث رسید و توسط دولت ایالات متحده نیز برای نابودی بومیان آمریکا به کار گرفته شد.
۳ . نابودی سیستماتیک بوفالوها؛ جنگ اقتصادی تمامعیار با بومیان

گاومیشهای دشت (بوفالو) همهچیز سرخپوستان بود: غذا، پوشاک، چادر و ابزار زندگی. ژنرال شرمن و ژنرال شریدان (از فرماندهان ارتش سفیدپوستان) فرمان دادند تا سربازان و مزدوران میلیونها گاومیش را بیهدف قتلعام کنند. ژنرال شریدان صریحاً گفت: «با مرگ هر بوفالو، یک سرخپوست هم از بین میرود.» در کمتر از دو دهه، جمعیت دهها میلیونی بوفالوها به چند صد رأس کاهش یافت و قبایل کوچنشین که گرسنه و بیپناه شده بودند، مجبور به تسلیم و رفتن به «محفظههای مخصوص» (رزرویشنها) شدند.
۴ . قتلعام دستهجمعی؛ خونریزی در رودخانه زخمی
حداقل دو فاجعه هولناک (نسل کشی) در تاریخ آمریکا ثبت شده است:
الف. کشتار سند کریک (۱۸۶۴): کلنل «چیوینگتون» با ۷۰۰ سرباز، به یک روستای بیدفاع از قبیله «شاین» حمله کرد و حداقل ۱۶۰ زن و کودک را سر برید و پوست سرهای آنان را به عنوان غنیمت به شهر دنور برد و در خیابانها به نمایش گذاشت.
ب. کشتار ووندد نی (۱۸۹۰): هنگ هفتم سواره نظام، آخرین گروه از سرخپوستان «لاکوتا» را که عمدتاً پیرمرد، زن و کودک بودند، در کنار رودخانهای محاصره و حدود ۳۰۰ نفر را قتلعام کردند. این واقعه، پایان مقاومت مسلحانه سرخپوستان این منطقه بود.
۵ . اشکهای اجبار؛ کوچ اجباری مرگبار

در سال ۱۸۳۰، رئیسجمهور «اندرو جکسون» قانون «انتقال اجباری سرخپوستان» را امضا کرد. بیش از ۶۷ هزار سرخپوست وادار شدند تا از شرق آمریکا به مناطق خشک و بیآب و علف غرب کوچ کنند. در این مسیر طولانی که به «راه اشکها» معروف شد، بیش از ۱۰ هزار نفر بر اثر گرسنگی، سرما و بیماری جان باختند و اجسادشان در کنار جادهها رها شد.
۶ . مدارس وحشت؛ پاکسازی فرهنگی
از سال ۱۸۱۹، دولت آمریکا بیش از ۳۵۰ مدرسه شبانهروزی تأسیس کرد تا کودکان سرخپوست را از خانوادههایشان بدزدد و تحت چهارچوب خود، تعلیم دهد یا آنها را از بین ببرند. هدف اعلامی این مدارس این بود: «بکش سرخپوست را تا انسانِ نجاتیافتهای بسازیم.» بچهها اجازه نداشتند به زبان مادری خود حرف بزنند، نامشان را عوض میکردند و به اجبار مسیحی میشدند. گزارش وزارت کشور آمریکا در سال ۲۰۲۲ پذیرفت که دستکم ۹۷۳ کودک در این مدارس جان باختهاند، اما روزنامه «واشنگتن پست» فاش کرد که آمار واقعی بیش از ۳۱۰۰ کودک است که بر اثر شکنجه، کار اجباری و تجاوز جنسی به کام مرگ فرستاده شدند.
7. ازدواج مرگبار؛ خیانت برای تصاحب زمین
در قرن 20 و بعد از تصاحب تقریبا تمام زمینها، باز سفیدپوستان دست از سرخپوستها برنداشتند. گروهی از سفیدپوستان از زنان سرخپوست خواستگاری میکردند و بعد از ازدواج، آنان را میکشتند تا زمین آنها را تصاحب کنند. بدین طریق، آنان میتوانستند بدون درسر زمینهای سرخپوستان را به اشغال خود درآورند. موضوع فیلم «قاتلان ماه گل» (Killers of the Flower Moon)، اثر مارتین اسکورسیزی به این موضوع میپردازد.
8 . زبالهگاه هستهای؛ طلسم نهایی برای سرزمینهای باقیمانده
حتی پس از تمام این جنایتها، تا همین نیمقرن اخیر، دولت آمریکا، سرزمینهای باقیمانده سرخپوستان را به محل دفن پسماندهای هستهای و زبالههای سمی تبدیل کرد. در سرزمین قبیله «شوشونی»، دولت ۹۲۸ آزمایش هستهای انجام داد که تشعشعات حاصل از آن، ۴۸ برابر بمب اتمی هیروشیما بود. در سرزمین قبیله «ناواهو»، معادن اورانیوم باعث شد که نرخ ابتلا به سرطان در میان بومیان به شدت بالاتر از میانگین ملی باشد.
جنایت هنوز ادامه دارد ...

امروزه، هرچند آمریکا رسماً به خاطر جنایتهای کمنظیرش علیه بومیان آمریکا عذرخواهی کرده، اما سرخپوستان هنوز مشکلات فراوانی دارند. آمار نشان میدهد که پایینترین امید به زندگی (۵٫۵ سال کمتر از میانگین سفیدپوستان) و بالاترین نرخ فقر و خودکشی را سرخپوستان در آمریکا دارند. این جنایتها، بخش جداییناپذیر از حافظه تاریخی ملتی است که با خون سرخپوستان قد کشیده است.