شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
روانشناسی

اثرات ناهماهنگی والدین در شخصیت کودک چیست؟

اثرات ناهماهنگی والدین در شخصیت کودک چیست؟
آریا بانو - آخرین خبر/ناهماهنگی در روش‌های تربیتی والدین، که به آن «تضاد تربیتی» نیز گفته می شود، یکی از چالش های رایج در خانواده هاست و می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - آخرین خبر /ناهماهنگی در روش‌های تربیتی والدین، که به آن «تضاد تربیتی» نیز گفته می شود، یکی از چالش های رایج در خانواده هاست و می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای رشد و سلامت روان کودک یا نوجوان داشته باشد. وقتی والدین در مورد اصول، قوانین، انتظارات و نحوه برخورد با رفتارها توافق ندارند، محیطی پر از سردرگمی و عدم قطعیت برای فرزند ایجاد می شود.
خانه در ظاهر آرام است؛ خبری از فریاد، بشقاب‌های شکسته یا درگیری‌های لفظی شدید نیست. اما زیر این سطحِ به ظاهر شاداب، جریانی زیرپوستی و تلاطم‌آمیز از پیام‌های متناقض، سکوت‌های سنگین و رفتارهای پنهانی در جریان است.
روان‌شناسی خانواده نشان می‌دهد که ناهماهنگی پنهان بین پدر و مادر یعنی وضعیتی که در آن والدین در ظاهر با هم هم‌راستا به نظر می‌رسند اما در پنهان یا با پیام‌های غیرکلامی و تصمیم‌های متضاد یکدیگر را خنثی می‌کنند، گاهی اثراتی مخرب‌تر و عمیق‌تر از تعارض‌های آشکار بر روح و روان کودک باقی می‌گذارد. کودک که حسگرهای عاطفی بسیار حساسی دارد، این ناامنی شناختی و روانی را کاملاً جذب کرده و در میان دو ولتاژ متضاد دست‌پاچه و سردرگم می‌شود.
این پدیده، کودک را در موقعیتی قرار می‌دهد که روان‌شناسان آن را «محیط پرورشی ناپایدار» می‌نامند. زمانی که قواعد بازی تربیتی هر لحظه به صورت غیرعلنی تغییر می‌کند، شالوده‌ی امنیت روانی فرزند فرو می‌ریزد. برای درک بهتر این آسیب، باید دید این ناهماهنگی‌های پنهان در چه شرایطی رخ می‌دهند، چه ابعاد علمی و روان‌شناختی پشت آن‌هاست و چگونه فرزندان بدون آن‌که کسی رسماً متهم شود، در آتشِ این جنگِ بی‌صدا می‌سوزند.
اثرات ناهماهنگی والدین در شخصیت کودک چیست؟
برگرفته از کتاب با فرزند خود چگونه رفتار کنیم نوشته محمدرضا شرفی
پذیرفتن این مطلب چندان دشوار نیست که هیچ پدر ومادری با نقشه و برنامه پیشین و از قبل تعیین شده فرزند خود را ناکام و بدبخت نمی کند. همه پدر و مادرها با آرزوی روزی بهتر و سعادتمندتر سر از خواب بر می دارند و تصمیم می گیرند که امروز عاقلانه تر و صبورتر با فرزندانشان ارتباط برقرار نمایند. ولی ایراد اساسیدر بی اطلاعی از روش‌های مطلوب در تربیت ماهنگ فرزند نهفته می باشد.
حال ملاحظه کنیم تاثیرات ناهماهنگی والدین در تربیت فرزندان چگونه تجلی می یابد؟
1- پدر و مادران ناهماهنگ، احساس گناه و تقصیر را در کودکان به وجود می آورند ومنقضات بعدی به این احساس دامن می زند و آن را تقویت می کند، زیرا آنها (کودکان) تصور می کنند که وجود آنها موجب به هم ریختن روابط پدر و مادر شده است. از اینروی با خود می اندیشد اگر ما نبودیم، ایشان هم اختلافی نداشتند.
2- احساس بی اعتمادی به والدین نزد این گونه فرزندان رشد می کند به دلیل آنکه فرزندان پدر و مادر را قادر به حل مشکلات خودشان نمی بینند، در نتیجه پیامد منطقی که به وجود می آید، تصویر منفی فرزندان از پدر و مادر است و با خود می اندیشند که پدر و مادر اگر قادر به حل مسایل خود بودند، می توانستند بر مشکلات ما هم غلبه کنند و حال که در آن بخش از روابط شکست خورده اند، برای ما هم کاری از پیش نخواهند برد.
3- در خود فرورفتن و به دنیای درون خویش پناه بردن حالت نامطلوب دیگری است که در اثر مشاهده ناهماهنگی پدر و مادر به وجود می آید. کودک سرخورده از محیط خانواده به دنیای درون خویش می خزد و از دیگران فاصله می گیرد. چنین حالتی را در اصطلاح «کیست روانی» می نوامیم زیرا کودک پرده ضخیمی به دور خود می کشد و رابطه میان خود و جهان خارج را قطع می نماید چون شرایط موجود را نامطلوب و موجد ناامنی ارزیابی می کند و این حالت زمینه انزوا، گوشه گیری و «اوتیسم» (در خود ماندن عاطفی) را فراهم می نماید.
4- اثر دراز مدت اینگونه ناهماهنگیها به گونه ای است که در آینده، یک نوع بی رغبتی و عدم تمایل نسبت به تشکیل خانواده و احراز مقام همسری پدری و مادری به وجود می آید و فرد هراسناک از تکرار تجربه نامطبوع و ناموفق پدر و مادر خویش از اقدام به ازدواج به شدت گریزان خواهد بود.
5- تعارض ها و کشمکش های درونی در کودک که بر اثر ناهماهنگی پدر ومادر به وجود می آید، به نوعی بحرانی در کودک منجر می شود. که بر سر تشخیص خیر و شر، درست و نادرست احساس درماندگی مینماید ودر پایان قدرت تشخیص و تمییز ارزشها از ضد ارزشها را از کودک سلب می کند.
6- برخی اوقات کودکان چنین خانواده هایی به تدریج به یکی از پدر و مادر نزدیکتر شده و او را پناهگاه خود قرار می دهد به ویژه کسی را بر می گزیندکه تمایلات آنی کودک را بیشتر و سریعتر تامین می کند و پس از انتخاب والد، در سایه حمایت او اعمال نادرست خود را توجیه و مخفی می کند و در پاره‌ای از مواقع پدر و مادر را بر علیه یکدیگر تحریک می کند. (1) 1- کتاب با فرزند خود چگونه رفتار کنیم نوشته محمدرضا شرفی
مثلث‌سازی عاطفی و اتحادهای پنهانی
یکی از کلاسیک‌ترین شرایطی که در رویکرد سیستم‌های خانواده (به‌ویژه نظریه موری بوئن) مطرح می‌شود، «مثلث‌سازی» است. وقتی بین پدر و مادر ناهماهنگی یا فاصله‌ای عاطفی وجود دارد، به‌جای حل مستقیم آن، پای کودک را به میان می‌کشند.
چگونه اتفاق می‌افتد؟ مادری به فرزند می‌گوید: «پدرت خیلی سخت‌گیر است، بیا این موضوع را به او نگوییم و انجامش بدهیم» یا پدر با ناچیز شمردن قانون مادر، در خفا به کودک امتیاز می‌دهد.
کودک در یک «تضاد وفاداری» جانکاه گیر می‌افتد. او احساس می‌کند دوست داشتن یا اطاعت از یکی، به معنای خیانت به دیگری است. تحقیقات نشان می‌دهند این حالت، منبع اصلی اضطراب مزمن و احساس گناه بی‌دلیل در کودکان است.
وقتی پدر «نه» می‌گوید و مادر با یک لبخند پنهانی «بله»؛ کودک لابلای این پیام‌های متناقض، امنیت روانی‌اش را برای همیشه از دست می‌دهد.
پیام‌های دوگانه یا متناقض
در این وضعیت، کودک از نظر لفظی یک پیام دریافت می‌کند، اما از طریق زبان بدن، لحن صدا یا رفتارهای بعدی، پیامی کاملاً مغایر دریافت می‌کند.
چگونه اتفاق می‌افتد؟ پدر در ظاهر تصمیمی که مادر گرفته را تایید می‌کند و می‌گوید: «هرچی مادرت بگوید»، اما هم‌زمان با نیشخند، آه کشیدن یا چهره‌ای درهم‌کشیده، نارضایتی خود را ابراز می‌کند.
نظریه «گرفتاری دوگانه» (پیش‌گام توسط گرگوری بیتسون) توضیح می‌دهد که وقتی کودک مدام در معرض پیام‌های متضادی قرار می‌گیرد که توان پاسخ‌گویی به آن‌ها را ندارد، حس اعتماد به درک و شهود خود را از دست می‌دهد. نتیجه‌ی این رویداد، آسیب شدید به خودپنداره و بروز نشانه‌های وسواس یا شکاکی در آینده است.
سبک‌های تربیتی متضاد و اعمالِ پنهانی آن
ناهماهنگی پنهان اغلب زمانی اوج می‌گیرد که یکی از والدین سبک «مقتدرانه» و دیگری سبک «سهل‌گیرانه» یا «مستبدانه» دارد و به‌جای رسیدن به یک توافق مشترک، در خفا سبک خود را اعمال می‌کنند.
چگونه اتفاق می‌افتد؟ مادر فرزند را از تماشای تلویزیون محروم می‌کند، اما پدر وقتی تنها می‌شوند بی‌صدا ریموت را به او می‌دهد تا «محبوب‌تر» جلوه کند یا از جروبحث فرار کند.
تحقیقات رویکرد تربیتی دیانا بامریند، روانشناس بالینی نشان می‌دهد فرزندان در چنین فضاها دچار «بی‌ثباتی مرزی» می‌شوند. آن‌ها فرا می‌گیرند که قوانین، اصول ثابتی برای زندگی نیستند بلکه ابزاری برای چانه زدن یا دور زدن‌اند. این کودکان در آینده احتمالاً با رفتارهای فرصت‌طلبانه، پرخاشگری پنهان یا مشکلات انضباطی در مدرسه و جامعه مواجه می‌شوند.
والدگری ائتلافی و خنثی‌سازی اقتدار یکدیگر
در برخی خانواده‌ها، ناهماهنگی پنهان ناشی از رقابت ناسالمِ قدرتی میان والدین است. هر والد می‌کوشد مرزهای قدرت دیگری را به طور خاموش تضعیف کند.
چگونه اتفاق می‌افتد؟ وقتی یکی از والدین در حال آموزش یا تذکر دادن به فرزند است، والد دیگر با نگاه‌های خسته، بی‌تفاوتی کاملاً عمدی یا شکلک درآوردن، بی‌ارزش بودن کلام همسرش را به فرزند مخابره می‌کند.
کودک به این نتیجه می‌رسد که هیچ‌کدام از والدین امنیت کامل را فراهم نمی‌کنند، چرا که هیچ‌یک اقتدار واقعی و مورد احترامی ندارند. این مسئله ساختار «فرماندهی عاطفی» خانه را در ذهن کودک تخریب می‌کند و او را به سمت خودرایی ناشی از ناامنی سوق می‌دهد.
راهکار رویکرد روان‌شناسی تربیتی
ناهماهنگی پنهان مانند نم‌کشیدن دیوار خانه است؛ صدایی ندارد اما شالوده را خراب می‌کند. روان‌شناسان بر این باورند که «والدگری هم‌راستا» به معنای بی‌نقص بودن یا نداشتن اختلاف نظر نیست، بلکه به معنای مدیریت اختلافات دور از چشم فرزندان و ارائه یک «جبهه متحد» در برابر کودک است.
کودک نیاز دارد ببیند قوانین خانه پایدارند، پدر و مادر به یکدیگر احترام می‌گذارند و هیچ مرز پنهانی برای دور زدن وجود ندارد. تنها در این صورت است که ذهن کودک به‌جای تلاش برای تحلیل بازی‌های روانی والدین، فراغ بالِ لازم برای رشد، کشف دنیای پیرامون و شکوفایی استعدادهایش را پیدا می‌کند.
راهکار چیست؟
کلید حل این مشکل، گفتگو و توافق بین والدین است. ضروری است که والدین:
1.در مورد اصول تربیتی کلی به توافق برسند.
2.قوانین اصلی خانه را مشخص و واحد کنند.
3.در مورد پیامدهای تخطی از قوانین، هماهنگ باشند.
4.حتی در صورت اختلاف نظر، در مقابل فرزندان متحد عمل کنند و اختلافاتشان را به صورت خصوصی حل کنند.
5.در صورت نیاز، از مشاوره خانواده کمک بگیرند


نظرات شما