آریا بانو - خراسان / شبکههای اجتماعی فقط شیوه آشنایی را تغییر ندادهاند بلکه با ایجاد توهم انتخاب بیپایان، مقایسه دائمی و کاهش حضور عاطفی، دوام رابطههای عاشقانه را هم به چالش کشیدهاند
در عصری زندگی میکنیم که هر لحظهاش با اسکرول کردن در شبکههای اجتماعی پر میشود و در چنین شرایطی، عشق هم به کالایی برای مرور و مصرف تبدیل شده است، اما این تغییر به ظاهر ساده، تحولی عمیق در روانشناسی روابط انسانی ایجاد کرده و یکی از دلایل اصلی کاهش دوام عشقهای امروزی است.
توهم انتخاب؛ وقتی «بهتر» پایان ندارد
از دیدگاه روانشناختی، یکی از مهمترین ستونهای یک رابطه پایدار، «تحمل ابهام» و «پذیرش نقص» است. عشق واقعی در دل روزمرگیها، دلخوریهای کوچکوبزرگ و عبور از بحرانها شکل میگیرد چون رابطه کامل و بدون چالش وجود ندارد؛ اما فلسفه حاکم بر اپلیکیشنهای آشنایی و شبکههای اجتماعی، دقیقاً نقطه مقابل این اصل است، چون در این فضا بهترین عکسها، بهترین خاطرات، بهترین لحظهها و زیباترین حالتها به اشتراک گذاشته میشوند؛ بنابراین وقتی کاربر در میان انبوهی از گزینهها اسکرول میکند هر پروفایل، وعده یک «انتخاب بهتر» را میدهد و باعث ایجاد توهم انتخاب بینهایت در مغز میشود. مغزی که در طول میلیونها سال برای انتخاب در گروههای کوچک قبیلهای تکامل یافته، در مواجهه با این تنوع و زرقوبرق، گیج و درمانده میشود و در نتیجه، تعهد کاهش مییابد و آمادگی برای ترک رابطه در اولین چالشها و نشانههای ناهماهنگی افزایش مییابد، چون همیشه یک گزینه دیگر و به ظاهر بهتر، در گوشه صفحه در کمین است.
ویترین اینستاگرام و واقعیت زندگی
علاوه بر این، پدیده «مقایسه اجتماعی دائمی» ضربه دیگری بر پیکره روابط وارد میکند. دیدن تصاویر آراسته از زندگی زوجهای دیگر، استانداردهایی غیرواقعی در ذهن ما ایجاد میکند. روابط سالم، در پسزمینهای از ملال، خستگی و کارهای روزمره و در دل چالشها معنا مییابد، اما از آنجا که شبکههای اجتماعی تنها لحظات اوج و درخشان را به نمایش میگذارند، این شکاف میان «نمایش دیگران» و «واقعیت خودمان»، حس نارضایتی مزمنی را دامن میزند که آرامآرام علاقه را کاهش میدهد. به تعبیر روانشناسان، ما عاشق خود دیگری نیستیم، بلکه عاشق نسخه ویرایششده او در ذهن خود و تصویری میشویم که از او در فضاهای مجازی ساختهایم؛ و وقتی با انسان واقعی پشت صفحه و خارج از فضای مجازی
روبه رو میشویم، با ناامیدی عمیقی مواجه میشویم و کاخ رویاهایمان فرومیریزد.
عشق، قربانی مقایسههای بیپایان
شاید عمیقترین آسیب، به ارتباط عاطفی حقیقی برگردد. یک رابطه موفق به حضور کامل ذهنی و هماهنگی زیستی دو نفر نیاز دارد. اسکرول بیوقفه، این حضور را از بین میبرد و مانع درک همدلی میشود. زوجهایی که کنار هم نشستهاند اما هرکدام در گوشی خود غرق شدهاند، از آن هماهنگی عاطفی و تنظیم متقابل هیجانی محروم میشوند. مغز ما برای احساس امنیت و دلبستگی، به نشانههای غیرکلامی چهره، لحن صدا و حتی همریتمی ضربان قلب نیاز دارد، چیزهایی که در دنیای پیامهای متنی و لایکها به کلی گم میشوند. در چنین فضایی، روابط سطحی و شکننده میشوند و به جای ساختن خاطرات مشترک و عمیق، به تبادل اطلاعات روزمره و نهایتا صحبتهای بیمحتوا و بیاحساس و لبخندهای مصنوعی تقلیل مییابند.
شورشی کوچک در برابر اسکرول
راه برونرفت از این بحران، کنار گذاشتن فناوری نیست بلکه در داشتن تفکر نقادانه نسبت به آن است. اگر میخواهیم عشقی پایدار بسازیم، باید توانایی تحمل نقص را در خود و دیگری پرورش دهیم. باید یاد بگیریم که صفحه گوشی را پایین بیاوریم و به چشمان طرف مقابلمان خیره شویم، تا بار دیگر آن هماهنگی ازدسترفته را بازیابی و بازسازی کنیم. شاید عشق ماندگار، در مقابل وسوسه اسکرول، یک شورش کوچک و روزمره باشد. تصمیمی آگاهانه برای دیدن عمق، به جای اسکرول روی سطح. زمانیکه سطحینگری رواج پیدا میکند و ما به آن عادت میکنیم، ناخودآگاه این عادت را در روابط فردی و خانوادگی خود اعمال میکنیم که باعث سردی و گسست رابطهها میشود. همانطور که خالی کردن یک لیوان آبجوش در سینی باعث سرد شدن سریع آن میشود