سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
اجتماعی

حکایت تکان‌دهنده از قتل مادر به‌دست پسر!

حکایت تکان‌دهنده از قتل مادر به‌دست پسر!
آریا بانو - خراسان/ مردی ۴۳ساله که به سگ‌گردانی و رفیق‌بازی شهرت داشت، مادرش را با ضربه بطری شیشه‌ای به قتل رساند و جسد او را در بیابان‌های اطراف بزرگراه مشهد ـ چناران به ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - خراسان / مردی ۴۳ساله که به سگ‌گردانی و رفیق‌بازی شهرت داشت، مادرش را با ضربه بطری شیشه‌ای به قتل رساند و جسد او را در بیابان‌های اطراف بزرگراه مشهد ـ چناران به آتش کشید.
این در حالی بود که مادرش، بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی مشهد، پس از جدایی از همسرش، فرزند خود را به‌تنهایی و با تحمل سختی‌های فراوان بزرگ کرده بود.
به گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، ماجرای تکان‌دهنده این پرونده جنایی از آذر سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که مردی ۴۳ساله به پلیس آگاهی مراجعه کرد و برای یافتن مادر گمشده‌اش از مأموران کمک خواست.
او به کارآگاهان دایره مفقودان گفت: «مادرم مرتب با دوستانش به کوهنوردی می‌رفت، اما از هفته قبل دیگر به خانه بازنگشته است.»
وی ادامه داد: «من و مادرم به‌تنهایی در منزلی واقع در یکی از بولوارهای مشهد زندگی می‌کردیم. ابتدا احتمال می‌دادم به تور کوهنوردی رفته باشد، اما وقتی غیبتش طولانی شد، نگران شدم و تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس گزارش دهم.»
پس از اعلام مفقودی این زن میانسال، پرونده‌ای در پلیس آگاهی تشکیل شد و موضوع در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت. مدتی بعد، در حالی که مأموران مشغول بررسی‌های اطلاعاتی نامحسوس بودند، به رفتارهای توأم با اضطراب پسر او مشکوک شدند؛ چراکه وی تمایل چندانی به پیگیری‌های فنی پلیس نشان نمی‌داد. به همین دلیل، با دستور رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی، پرونده به دایره ویژه قتل عمد منتقل شد تا کارآگاهان جنایی بررسی‌های تخصصی را آغاز کنند.
در همین حال، مسئولیت رسیدگی به این پرونده حساس به یکی از افسران پرونده سپرده شد و تحقیقات زیر نظر رئیس دایره قتل عمد آگاهی ادامه یافت. در این میان، اظهارات پسر دیگر زن گمشده، فرضیه وقوع جنایت را تقویت کرد.
او که برای اطلاع از سرنوشت مادرش به پلیس آگاهی مراجعه کرده بود، به کارآگاهان گفت: «به دلایلی با برادرم ارتباطی نداشتم، اما وقتی شنیدم مادرم گم شده است، برای پیگیری موضوع به پلیس آگاهی آمدم.»
وی در پاسخ به پرسش افسر پرونده درباره رابطه برادرش با مادرشان توضیح داد: «مادرم به‌شدت از رفتارهای خارج از شأن خانوادگی برادرم ناراضی بود. او رفیق‌بازی می‌کرد و با سگ‌گردانی و آوردن حیوانات به خانه، موجب رنجش مادرم می‌شد. از سوی دیگر، بسیار بداخلاق بود و مادرم از رفتارهایش رضایت نداشت.
به همین دلیل، مادرم حتی یک بار مبالغی به من داد تا خانه‌ای مجردی برای برادرم رهن کنم و مدتی در آرامش زندگی کند. من هم این کار را انجام دادم، اما برادرم آن خانه را نیز به محلی برای دورهمی‌های دوستانه‌اش تبدیل کرد و پس از مدتی دوباره به خانه مادرم بازگشت.
مادرم به‌خاطر بداخلاقی‌های برادرم سختی‌های زیادی کشید؛ چراکه پس از جدایی پدر و مادرم، ما را با زحمت و رنج فراوان بزرگ کرد.»
به گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، این اظهارات در حالی فرضیه‌های کارآگاهان را به سمت احتمال وقوع جنایتی پنهانی سوق داد که بررسی‌های نامحسوس بعدی، سرنخ‌های دیگری را آشکار کرد.
تحقیقات نشان داد مرد ۴۳ساله در سال ۱۳۸۶، زمانی که در یکی از دانشگاه‌های شمال کشور تحصیل می‌کرد، با دختری آشنا شده بود، اما مادرش با ازدواج آن‌ها مخالفت کرده بود. اکنون، پس از گذشت ۱۸ سال، پسر به سراغ همان دختر رفته و بدون اطلاع اطرافیان، با او ازدواج کرده و وی را به خانه مادرش آورده بود.
یکی دیگر از سرنخ‌های مهم، اظهارات برادر متهم درباره حساسیت مادرشان نسبت به خودرو بود. او به کارآگاهان گفته بود: «مادرم نسبت به خودرو بسیار حساس بود و آن را در اختیار هیچ‌کس نمی‌گذاشت. حتی وقتی خودرو به تعویض روغن نیاز داشت، خودش کنار من می‌نشست تا آن را به تعویض‌روغنی ببرم.»
با این حال، بررسی‌های نامحسوس نشان می‌داد که پسر پس از ناپدید شدن مادرش، با همان خودرو رفت‌وآمد می‌کند و دیگر مانند گذشته از آن مراقبت نمی‌کند.
به این ترتیب، در حالی که پازل اتهامات فرزند در حال تکمیل بود، پرونده مفقودی رنگ‌وبوی جنایی گرفت و کارآگاهان موضوع را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع دادند. قاضی پرونده نیز پس از بررسی گزارش‌های دایره جنایی، دستور پیگیری تخصصی ماجرا را صادر کرد.
در ادامه، مرد ۴۳ساله پس از تکمیل بررسی‌های نامحسوس بازداشت شد، اما مدعی بود برخی از بستگانش با مادر او اختلاف داشته‌اند و تلاش می‌کرد مسیر تحقیقات را به سمت نزدیکان مادرش منحرف کند.
با این حال، کارآگاهان برای بررسی ادعاهای او و با راهنمایی مقام قضایی، تحقیقات را ادامه دادند. در نهایت مشخص شد افرادی که متهم از آن‌ها نام می‌برد، انگیزه‌ای برای ارتکاب جنایت نداشته‌اند. به این ترتیب، همه سرنخ‌ها به خود او می‌رسید و وی تنها مظنون اصلی پرونده بود.
چند روز پس از بازداشت، سرانجام مدارکی درباره وقوع جنایت به دست آمد و متهم با دستور مقام قضایی تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت. او که در برابر پرسش‌های تخصصی کارآگاهان قرار گرفته بود، ناچار به قتل مادرش اعتراف کرد.
متهم گفت: «آن روز، زمانی که بسیار عصبانی بودم، با بطری شیشه‌ای ضربه‌ای به سر مادرم زدم و او را به قتل رساندم. وقتی فهمیدم دیگر نفس نمی‌کشد، پیکرش را داخل خودرو گذاشتم. از شدت ترس نمی‌دانستم آن را کجا ببرم. به همین دلیل به سمت جاده چناران حرکت کردم و جسد مادرم را در بیابان رها کردم.
اما چون می‌ترسیدم جسد شناسایی شود و پلیس به من مشکوک شود، محتویات بطری مشروبات الکلی را روی پیکر مادرم ریختم و آن را آتش زدم. سپس، بدون اینکه به جسد نگاه کنم، سوار خودرو شدم و به مشهد بازگشتم.
مدتی بعد نیز با طرح این ادعا که مادرم به کوهنوردی رفته است، به پلیس آگاهی مراجعه کردم و ناپدید شدن او را گزارش دادم تا خودم در جایگاه شاکی این پرونده قرار بگیرم.»
به گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، متهم در حالی تصمیم گرفت حقیقت قتل مادرش را فاش کند که روز قبل از اعتراف، قاضی ویژه قتل عمد با حضور در بازداشتگاه پلیس، او را به بیان حقیقت و پنهان نکردن راز قتل مادرش راهنمایی کرده بود.
به همین دلیل، این مرد ۴۳ساله پس از گذراندن شبی درگیر با عذاب وجدان، سرانجام روز گذشته لب به اعتراف گشود و جزئیات جنایت را فاش کرد.
ساعتی بعد، کارآگاهان با دستورهای ویژه مقام قضایی به بزرگراه آسیایی رفتند و با راهنمایی متهم، بقایای جسد زن میانسال را کشف کردند.
بدین ترتیب، راز ناپدید شدن زنی که ماه‌ها از سرنوشت او خبری نبود، با اعتراف فرزندش فاش شد؛ جنایتی تلخ که پایانی دردناک بر زندگی مادری بود که سال‌ها برای بزرگ کردن فرزندش رنج کشیده بود.


نظرات شما