شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
روانشناسی

«درون‌گراها» کجا پنهان شده‌اند؟

«درون‌گراها» کجا پنهان شده‌اند؟
آریا بانو - آخرین خبر/ ۱. مقدمه: چرا درون‌گراها کمتر دیده می‌شوند؟ نویسندگان مقاله، کورتنی نویا و لورا ورنون، بررسی می‌کنند که چرا در بسیاری از جوامع، برون‌گرایی ویژگی ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - آخرین خبر / ۱. مقدمه: چرا درون‌گراها کمتر دیده می‌شوند؟
نویسندگان مقاله، کورتنی نویا و لورا ورنون، بررسی می‌کنند که چرا در بسیاری از جوامع، برون‌گرایی ویژگی مطلوب‌تری نسبت به درون‌گرایی تلقی می‌شود.
آن‌ها به کتاب مشهور سوزان کین، Quiet: The Power of Introverts in a World That Can’t Stop Talking، اشاره می‌کنند که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد.
نویسنده کتاب معتقد است که تقریباً یک‌سوم تا نیمی از جمعیت جهان ممکن است درون‌گرا باشند، اما در بسیاری از محیط‌های اجتماعی، افرادی که پرحرف‌تر، اجتماعی‌تر و برون‌گراتر هستند، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند.
این موضوع ممکن است باعث شود درون‌گراها احساس کنند:
ویژگی‌های شخصیتی‌شان به‌اندازه کافی ارزشمند نیست.
دیگران آن‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنند.
برای پذیرفته‌شدن باید رفتاری متفاوت از شخصیت واقعی خود داشته باشند.
نکته اصلی: نویسندگان می‌خواهند بررسی کنند که آیا این نگرش فرهنگی فقط در جامعه وجود دارد یا به تحقیقات علمی روان‌شناسی نیز راه پیدا کرده است.
۲. تفاوت درون‌گرایی و برون‌گرایی چیست؟
کارل یونگ در سال ۱۹۲۱ اصطلاحات درون‌گرایی و برون‌گرایی را برای توصیف انواع شخصیت مطرح کرد.
بر اساس توضیحات مقاله:
درون‌گرایی (Introversion):
توجه بیشتر به دنیای درونی، افکار و تجربه‌های شخصی.
تمایل به تعاملات اجتماعی انتخاب‌شده و متناسب با علایق فرد.
نیاز به زمان و فضای شخصی برای بازیابی انرژی در برخی موقعیت‌ها.
برون‌گرایی (Extraversion):
تمایل بیشتر به تعامل با محیط بیرونی.
علاقه به فعالیت‌ها و تعاملات اجتماعی.
تجربه انرژی و انگیزه بیشتر در برخی موقعیت‌های اجتماعی.
نویسندگان تأکید می‌کنند که تفاوت این دو گروه صرفاً به خجالتی‌بودن یا اجتماعی‌بودن مربوط نیست.
برای مثال، ممکن است فردی درون‌گرا در جمعی که به آن علاقه دارد، بسیار پرحرف و فعال باشد؛ اما در یک مهمانی ناآشنا ترجیح دهد بیشتر شنونده باشد.
بنابراین، درون‌گرا بودن به معنای خجالتی، ناتوان، کم‌حرف در همه موقعیت‌ها یا فاقد مهارت اجتماعی بودن نیست.
۳. مدل پنج‌عاملی شخصیت چه مشکلی دارد؟
در مقاله، مدل پنج‌عاملی شخصیت بررسی می‌شود. این مدل پنج ویژگی اصلی را در نظر می‌گیرد:
۱. وظیفه‌شناسی (Conscientiousness)
۲. توافق‌پذیری (Agreeableness)
۳. روان‌رنجوری یا حساسیت به هیجان‌های منفی (Neuroticism)
۴. گشودگی به تجربه (Openness)
۵. برون‌گرایی (Extraversion)
نویسندگان استدلال می‌کنند که وقتی برون‌گرایی به‌عنوان یکی از ابعاد اصلی شخصیت مطرح می‌شود، ممکن است در ذهن خواننده این تصور شکل بگیرد که برون‌گرایی یک ویژگی مثبت و درون‌گرایی صرفاً فقدان آن است.
برای مثال، اگر فردی برون‌گرایی پایینی داشته باشد، ممکن است به‌اشتباه تصور شود که انرژی، جذابیت اجتماعی یا توانایی برقراری ارتباط کمتری دارد.
درحالی‌که پایین‌بودن یک ویژگی شخصیتی لزوماً به معنای ضعف یا نقص نیست.
همچنین، درون‌گرایی و برون‌گرایی دو قطب یک طیف هستند. افرادی نیز وجود دارند که ویژگی‌های هر دو گروه را نشان می‌دهند و به آن‌ها میان‌گرا (Ambivert) گفته می‌شود.
نویسندگان با اشاره به دیدگاه سوزان کین، توضیح می‌دهند که افراد می‌توانند در موقعیت‌های خاص، برخلاف رفتار معمول خود عمل کنند؛ اما پس از مدتی به الگوی رفتاری طبیعی خود بازگردند.
برای نمونه، یک فرد درون‌گرا ممکن است در یک جلسه کاری مهم بسیار فعال باشد، اما پس از پایان جلسه به تنهایی نیاز داشته باشد.
۴. آیا تحقیقات روان‌شناسی به‌اندازه کافی به درون‌گرایی توجه کرده‌اند؟
یکی از بخش‌های مهم مقاله به بررسی میزان حضور درون‌گرایی و برون‌گرایی در تحقیقات علمی اختصاص دارد.
نویسندگان پایگاه پژوهشی PsycNet را بررسی کرده‌اند و گزارش می‌دهند که هنگام نگارش مقاله، جست‌وجوی واژه «برون‌گرایی» نتایج بیشتری نسبت به جست‌وجوی واژه «درون‌گرایی» نشان می‌داد.
طبق اعداد گزارش‌شده در مقاله:

آریا بانو


این اعداد مربوط به زمان بررسی نویسندگان هستند و نباید آن‌ها را آمار فعلی پایگاه در نظر گرفت.
نویسندگان استدلال می‌کنند که کم‌توجهی نسبی به درون‌گرایی ممکن است باعث شود برخی از ویژگی‌های این گروه کمتر بررسی شوند.
البته این مقایسه به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همه تحقیقات روان‌شناسی علیه درون‌گراها سوگیری دارند؛ بلکه نویسندگان از آن به‌عنوان بخشی از استدلال خود استفاده می‌کنند.
۵. آیا عنوان بعضی پژوهش‌ها به درون‌گراها نگاه منفی دارد؟
نویسندگان چند مطالعه را بررسی می‌کنند که عنوان آن‌ها این تصور را ایجاد می‌کند که درون‌گراها برای موفقیت باید بیشتر شبیه برون‌گراها رفتار کنند.
برای مثال، یکی از مطالعات بررسی کرده است که آیا درون‌گراها با رفتارکردن شبیه برون‌گراها وضعیت بهتری خواهند داشت یا خیر.
مقاله انتقاد می‌کند که چنین رویکردی ممکن است این پیش‌فرض را ایجاد کند که رفتار برون‌گرایانه ذاتاً مطلوب‌تر است.
نویسندگان یادآوری می‌کنند که درون‌گراها نیز می‌توانند ویژگی‌های ارزشمندی داشته باشند.
برای مثال:
ممکن است پیش از صحبت‌کردن، زمان بیشتری را به فکرکردن اختصاص دهند.
ممکن است پیش از تصمیم‌گیری، اطلاعات را با دقت بیشتری بررسی کنند.
ممکن است به ایده‌هایی توجه کنند که در گفت‌وگوهای سریع و پرهیجان نادیده گرفته می‌شوند.
البته این ویژگی‌ها در همه افراد درون‌گرا وجود ندارند و نمی‌توان آن‌ها را بدون بررسی به تمام افراد یک گروه نسبت داد.
پیام این بخش: نباید موفقیت را فقط با میزان اجتماعی‌بودن یا تمایل به صحبت‌کردن سنجید.
۶. سوگیری چگونه وارد تحقیقات علمی می‌شود؟
این قسمت یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مقاله است.
نویسندگان توضیح می‌دهند که پژوهشگران پیش از انجام یک مطالعه، معمولاً تحقیقات قبلی را بررسی می‌کنند تا بدانند دیگران به چه نتایجی رسیده‌اند.
این کار ضروری است، اما اگر پژوهش‌های قبلی دارای پیش‌فرض‌های نادرست باشند، احتمال دارد همان پیش‌فرض‌ها به تحقیقات جدید منتقل شوند.
فرایند احتمالی به این شکل است:
۱. یک پژوهش، درون‌گرایی را با ویژگی‌های منفی مرتبط می‌کند.
۲. پژوهش‌های بعدی به نتایج همان مطالعه استناد می‌کنند.
۳. پژوهشگران جدید فرضیه‌های خود را بر اساس همان نتایج شکل می‌دهند.
۴. در نتیجه، تصور اولیه ممکن است بدون بررسی انتقادی کافی، در تحقیقات بعدی نیز تکرار شود.
نویسندگان همچنین به مفهوم «سوگیری تأییدی» (Confirmation Bias) اشاره می‌کنند؛ یعنی تمایل به جست‌وجو یا تفسیر اطلاعات به شکلی که باورهای قبلی ما را تأیید کند.
آن‌ها احتمال می‌دهند که چنین سوگیری‌هایی بتوانند بر انتخاب فرضیه‌ها، طراحی آزمایش‌ها و تفسیر نتایج تأثیر بگذارند.
۷. آیا برون‌گراها واقعاً شادتر از درون‌گراها هستند؟
مقاله برخی پژوهش‌های قبلی درباره رابطه شخصیت و هیجان را بررسی می‌کند.
در یکی از مطالعات مورد بحث، از افراد درون‌گرا و برون‌گرا خواسته شده بود فیلمی با محتوای هیجانی مبهم تماشا کنند. سپس توانایی آن‌ها در حفظ خلق مثبت بررسی شده بود.
نتایج گزارش‌شده نشان می‌داد که برون‌گراها در آن شرایط بهتر توانسته بودند خلق مثبت خود را حفظ کنند.
اما نویسندگان مقاله معتقدند که برای نتیجه‌گیری درباره شادی در زندگی روزمره، باید عوامل بیشتری بررسی شوند.
برای مثال:
آیا افراد از روش‌های متفاوتی برای مدیریت احساسات خود استفاده می‌کنند؟
آیا محیط آزمایشگاهی برای یکی از گروه‌ها مناسب‌تر است؟
آیا تفاوت‌های فرهنگی بر رفتار شرکت‌کنندگان تأثیر گذاشته‌اند؟
آیا حفظ خلق مثبت همیشه به معنای سازگاری بهتر است؟
نویسندگان تأکید می‌کنند که یک نتیجه آزمایشگاهی را نباید بدون بررسی محدودیت‌ها و توضیحات جایگزین، به تمام موقعیت‌های زندگی تعمیم داد.
درواقع، توانایی حفظ احساسات مثبت تنها یکی از جنبه‌های پیچیده تجربه هیجانی انسان است.
۸. آیا درون‌گراها رهبران ضعیف‌تری هستند؟
مقاله به پژوهش‌هایی درباره رهبری نیز اشاره می‌کند.
در برخی تحقیقات، برون‌گراها بیشتر به‌عنوان افرادی معرفی شده‌اند که در موقعیت‌های گروهی و در نبود یک رهبر رسمی، نقش رهبری را بر عهده می‌گیرند.
نویسندگان در مقابل، به افرادی مانند رزا پارکس و النور روزولت اشاره می‌کنند که از آن‌ها به‌عنوان نمونه‌هایی از رهبران درون‌گرا در کتاب سوزان کین یاد شده است.
هدف این مثال‌ها نشان‌دادن این نکته است که درون‌گرایی لزوماً مانع رهبری نیست.
همچنین، پژوهشگران باید میان دو موضوع تفاوت قائل شوند:
چه کسی در یک گروه زودتر توجه دیگران را جلب می‌کند؟
چه کسی در بلندمدت رهبر مؤثرتر و قابل‌اعتمادتری است؟
این دو پرسش الزاماً پاسخ یکسانی ندارند.
ممکن است فردی در یک جمع به‌سرعت مرکز توجه قرار بگیرد، اما این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که او بهترین فرد برای رهبری یک گروه در بلندمدت است.
۹. آیا تعریف پژوهشگران از درون‌گرایی دقیق است؟
نویسندگان به نحوه تعریف عملیاتی ویژگی‌های شخصیتی در پژوهش‌ها انتقاد دارند.
تعریف عملیاتی یعنی پژوهشگر دقیقاً مشخص کند که در مطالعه خود، یک مفهوم را چگونه تعریف و اندازه‌گیری می‌کند.
برای مثال، در یکی از مطالعات مورد بحث، از شرکت‌کنندگان خواسته شده بود مانند افراد درون‌گرا رفتار کنند؛ رفتاری که با ویژگی‌هایی مانند کم‌حرفی، انفعال و بی‌تحرکی توصیف شده بود.
نویسندگان معتقدند استفاده از چنین تعابیری ممکن است کلیشه‌های منفی درباره درون‌گرایی را تقویت کند.
زیرا درون‌گرایی به‌خودی‌خود به معنای تنبلی، بی‌انگیزگی یا نداشتن جسارت نیست.
اگر پژوهشگر درون‌گرایی را از ابتدا با ویژگی‌های منفی تعریف کند، ممکن است طراحی آزمایش و تفسیر نتایج نیز تحت تأثیر همان تعریف قرار بگیرد.
۱۰. آیا می‌توان درون‌گرایی و برون‌گرایی را منصفانه‌تر بررسی کرد؟
نویسندگان در ادامه، به نمونه‌هایی از پژوهش‌هایی اشاره می‌کنند که در مقایسه این دو ویژگی، زبان بی‌طرفانه‌تری به کار برده‌اند.
آن‌ها همچنین پژوهش‌هایی درباره میزان تحریک شناختی و عملکرد افراد را بررسی می‌کنند.
یکی از نکات مطرح‌شده این است که افزایش تحریک شناختی الزاماً عملکرد افراد درون‌گرا را مختل نمی‌کند؛ بنابراین، نتایج ممکن است پیچیده‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه باشند.
از دید نویسندگان، پژوهشگران باید به‌جای فرض‌کردن اینکه یکی از انواع شخصیت بهتر از دیگری است، شرایطی را بررسی کنند که هر فرد در آن بهترین عملکرد را دارد.
به بیان دیگر، پرسش مناسب این نیست که «کدام شخصیت بهتر است؟»، بلکه این است که «هر ویژگی شخصیتی در چه شرایطی می‌تواند مفید یا محدودکننده باشد؟»
۱۱. پیشنهادهای نویسندگان برای تحقیقات آینده
در بخش پایانی، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که پژوهشگران و داوران مجلات علمی در انتخاب اصطلاحات و طراحی تحقیقات دقت بیشتری داشته باشند.
از نظر آن‌ها، عنوان‌های جذاب و جنجالی نباید به قیمت تقویت کلیشه‌های منفی درباره افراد تمام شوند.
آن‌ها بر چند اصل تأکید دارند:
استفاده از زبان بی‌طرفانه هنگام توصیف ویژگی‌های شخصیتی.
بررسی انتقادی پژوهش‌های قبلی، به‌جای پذیرش بی‌چون‌وچرای نتایج آن‌ها.
توجه به توضیحات جایگزین برای یافته‌های پژوهشی.
درنظرگرفتن تأثیر فرهنگ و انتظارات اجتماعی بر رفتار انسان.
پرهیز از این فرض که برون‌گرایی همیشه مطلوب‌تر از درون‌گرایی است.
جمع‌بندی نهایی مقاله
پیام اصلی این مقاله این است که درون‌گرایی نباید صرفاً به‌عنوان فقدان برون‌گرایی یا یک ویژگی شخصیتی نامطلوب تلقی شود.
نویسندگان معتقدند که انتظارات فرهنگی ممکن است بر نحوه انجام و تفسیر تحقیقات روان‌شناسی اثر بگذارند و برخی کلیشه‌های اجتماعی را تقویت کنند.
بااین‌حال، مقاله نمی‌گوید که همه پژوهش‌های مربوط به برون‌گرایی اشتباه هستند یا تمام درون‌گراها ویژگی‌های یکسانی دارند. هدف آن، دعوت به تحقیقات دقیق‌تر، متعادل‌تر و حساس‌تر به سوگیری‌های احتمالی است.
یک نکته مهم: این مقاله در سال ۲۰۱۹ منتشر شده و عمدتاً یک تحلیل انتقادی از پژوهش‌های موجود است؛ بنابراین، نباید تمام استدلال‌های آن را به‌عنوان واقعیت علمی قطعی در نظر گرفت
عنوان مقاله: Where are all the introverts hiding? An analysis of introversion in research
خبرنگار‌ِ مترجم و خلاصه کننده: فاطمه مرادی


نظرات شما