يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
خانه داری

پدربزرگ و مادربزرگم مدام من را زیر نظر دارند!

پدربزرگ و مادربزرگم مدام من را زیر نظر دارند!
آریا بانو - خراسان/ همراه پدربزرگ و مادربزرگم زندگی ‌می‌کنم که در خیلی از موارد باهم مشکل داریم و تمام کارهای من را زیر نظر دارند. دائم علاقه به چک کردن و نظارت من دارند. ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - خراسان / همراه پدربزرگ و مادربزرگم زندگی ‌می‌کنم که در خیلی از موارد باهم مشکل داریم و تمام کارهای من را زیر نظر دارند. دائم علاقه به چک کردن و نظارت من دارند. از این روند خسته شده‌ام و هرچقدر هم به مشاوره مراجعه کردیم فایده‌ای نداشته، دختری ۱۸ساله هستم. راهنمایی کنید چه کنم؟
مخاطب گرامی، در ۱۸سالگی، نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی کاملاً طبیعی است. این که فرد بخواهد درباره رفت‌وآمدها، دوستان، علایق و تصمیم‌های شخصی خودش اختیار بیشتری داشته باشد، بخشی از روند طبیعی رشد به سمت بزرگسالی است. زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ سالمند می‌تواند شرایط متفاوتی ایجاد کند؛ ممکن است نگرانی، ترس از آسیب دیدن نوه، یا حتی تجربه‌های گذشته باعث شود آن ها بیش از اندازه بخواهند امورش را کنترل کنند.
چه باید کرد؟
نکته مهم این است که اگر تلاش‌های قبلی برای مشاوره نتیجه مطلوبی نداشته، به این معنا نیست که هیچ راهی وجود ندارد. گاهی هدف مشاوره نباید «تغییر دادن طرف مقابل» باشد؛ چون ما نمی‌توانیم دیگران را مجبور کنیم رفتارشان را تغییر دهند. هدف می‌تواند این باشد که فرد یاد بگیرد چگونه بدون ایجاد درگیری، مرزهای سالم‌تری در رابطه ایجاد کند.
مرزبندی مشخص داشته باشید
اولین قدم، مشخص کردن مرزها برای خودتان است. دقیقاً ببینید کدام رفتارها بیشتر شما را آزار می‌دهد؛ برای مثال چک کردن تلفن، پرس‌وجوی مداوم درباره رفت‌وآمد، دخالت در روابط دوستانه یا تصمیم‌گیری به جای شما. سپس درباره همان رفتار مشخص، در زمان آرامش صحبت کنید، نه وسط یک دعوا. به جای جملاتی مانند «شما همیشه من را کنترل می‌کنید»، می‌توانید بگویید: «من می‌دانم نگرانی شما از روی محبت است، اما وقتی تلفنم را چک می‌کنید احساس می‌کنم حریم شخصی ندارم. دوست دارم درباره این موضوع به شکل دیگری با هم توافق کنیم».
مرزبندی به معنای بی‌احترامی یا قطع رابطه نیست. مرز سالم یعنی همزمان که نگرانی و جایگاه آن‌ها را می‌بینید، برای خودتان هم محدوده‌ای مشخص می‌کنید. بهتر است به جای مطرح کردن چندین مشکل به صورت همزمان، از یک یا دو موضوع مهم شروع کنید و روی همان‌ها به توافق برسید.
مسئولیت‌پذیر باشد
از طرف دیگر، استقلال فقط با گفتن «من بزرگ شده‌ام» ایجاد نمی‌شود، بلکه با مسئولیت‌پذیری تقویت می‌شود. هرقدر فرد در زمینه‌هایی مانند تحصیل، کار، برنامه‌ریزی، رفت‌وآمد و تصمیم‌گیری مسئولانه‌تر عمل کند، زمینه بیشتری برای جلب اعتماد خانواده ایجاد خواهد شد. اگر پدربزرگ و مادربزرگ به دلیل سن، نگرانی یا ترس، دائم به اطمینان‌گیری نیاز دارند، می‌توان برای آن‌ها جایگزین مشخصی ایجاد کرد؛ مثلاً توافق شود که هنگام بیرون رفتن، فقط زمان تقریبی برگشت اطلاع داده شود، نه این‌که در طول مسیر مرتب تماس گرفته شود.
از متخصص کمک بگیرید
نکته آخر این‌که اگر کنترل و نظارت به تهدید، توهین، خشونت، محدود کردن شدید رفت‌وآمد یا نقض مداوم حریم خصوصی تبدیل شده است، موضوع صرفاً یک اختلاف نسلی نیست و بهتر است از یک بزرگسال قابل اعتماد و متخصص کمک گرفته شود تا برای افزایش امنیت و استقلال شما برنامه‌ای متناسب با شرایط خانوادگی‌تان طراحی شود. هدف این نیست که بین شما و پدربزرگ و مادربزرگ دیواری ایجاد شود؛ هدف این است که رابطه‌ای شکل بگیرد که در آن هم محبت و نگرانی آن‌ها وجود داشته باشد و هم حق شما برای رشد، انتخاب و داشتن حریم شخصی به رسمیت شناخته شود.


نظرات شما