آریا بانو - ایسنا / یک متخصص سالمندشناسی تاکید کرد که سالمندی سالم از میانسالی سالم ساخته میشود و با توجه به کمبود زیرساختها و در عین حال رفتن جمعیت ایران به سمت سالمندی، مهمترین سرمایهگذاری برای سلامت نسبی در این دوره، «پرکردن سه قلک در میانسالی» است.
دکتر «امیر احمدی»، که در ارتباط با مولفههای داشتن یک زندگی سالم در سالمندی با انتقاد از نگاهی که سالمندی را صرفا دوره بیماری میبیند، این بخش را قسمت خیلی مهمی از زندگی توصیف کرد و افزود که گاه تا نیم بیشتری از زندگی ما در سنین سالمندی میگذرد و گرچه در این دوره بیماریهایی به واسطه بالارفتن سن رخ میدهد اما این قسمت، دوره بیماری نیست.
قلکهایتان را پر کنید
وی با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۱۳ درصد جمعیت ایران افراد سالمند هستند و تا ۲۰ سال آینده این جمعیت دو برابر میشود ادامه داد: یعنی در سال 2050 حدود ۳۰ درصد جمعیت ایران سالمند و از هر سه نفر یک نفر در سنین سالمندی است؛ اما نظام سلامت شاید نتواند جوابگوی این حجم از سالمندان باشد؛ پس چاره این است که ما از سنین قبلتر، خود را برای دوره سالمندی آماده کنیم.
این متخصص در ادامه با اشاره به بیماریهای سنین سالمندی گفت: «نکتهای که همیشه در جلسات آموزشی میگویم این است که باید چند قلک برای خودتان فرض و تلاش کنید این قلکها را تا سالمندی پر کنید. یکی از این قلکها «تحرک» است. فردی که فعالیت فیزیکی نداشته باشد ممکن است دچار خطرات زیادی در دوره سالمندی شود؛ از جمله اینکه توده عضلانی ماهیچههایش را از دست میدهد. همچنین یکی از مشکلات شایع در سالمندان زمینخوردن است. از هر سه سالمند یک نفر در طول سال حتما یک بار زمین میخورد و این افتادن به خصوص در خانمها یک مشکل اساسی است و یک افتادن ساده ممکن است باعث شکستگی انواع استخوانهای بدن یا مرگ افراد شود؛ پس یکی از کارهایی که قبل از رسیدن به سالمندی باید انجام شود فعالیت بدنی است. حفظ توانایی جسمی مستقیما روی تعادل سلامت استخوانها تاثیر دارد، اما کمتحرکی یک عامل مرگ و از دست دادن بسیاری از توانمندیها میشود که وابستگی در امور فردی را به دنبال دارد.
احمدی در ادامه «تغذیه مناسب» را یکی دیگر از قلکهایی که باید پر شود برشمرد و گفت: « همانطور که گفته میشود « ما همان چیزی هستیم که میخوریم»؛ بدن ما از مواد غذاییای که روزانه مصرف میکنیم، ساخته میشود؛ بنابراین، لازم است در انتخاب این مواد حساسیت و دقت کافی داشته باشیم. رژیم غذایی سالم میتواند از بسیاری از بیماریهای شایع در دوران سالمندی، از جمله دیابت و بیماریهای قلبی، پیشگیری کند؛ برای داشتن یک رژیم غذایی سالم، رعایت سه اصل اساسیِ « کفایت، تعادل و تنوع» ضروری است؛ به این معنا که فرد باید به اندازه کافی غذا مصرف و تعادل را در دریافت مواد غذایی حفظ کند و از همه گروههای غذایی در برنامه روزانه خود بهره ببرد. برای مثال، رژیم غذایی نباید تنها بر مصرف کربوهیدرات متکی باشد و باید منابع مختلف پروتئین نیز در آن گنجانده شود. تخممرغ یکی از منابع مناسب پروتئین، بهویژه در دوران سالمندی، محسوب میشود. در گذشته این باور وجود داشت که مصرف تخممرغ باید محدود شود، اما مطالعات جدید نشان دادهاند که مصرف روزانه یک تا دو عدد تخممرغ، در افراد سالم و در چارچوب یک رژیم غذایی متعادل، میتواند بدون مشکل باشد و حتی فواید تغذیهای قابل توجهی داشته باشد. تخممرغ یکی از منابع پروتئینی با کیفیت و کامل محسوب میشود. یکی دیگر از مسائل مهم در تغذیه دوران سالمندی، مصرف کافی آب است. با افزایش سن، به دلیل تغییراتی که در بدن ایجاد میشود، ممکن است احساس تشنگی کاهش پیدا کند و فرد تمایل کمتری به نوشیدن آب داشته باشد. در نتیجه، خطر کمآبی بدن افزایش مییابد و کمآبی نیز میتواند عوارض نامطلوبی برای سالمندان به همراه داشته باشد. توصیه من به سالمندان این است که آب را مانند یک دارو جدی بگیرند و برای نوشیدن آن برنامه مشخصی داشته باشند؛ برای مثال، میتوانند در فواصل زمانی مشخص، یک لیوان آب بنوشند. بهطور معمول، مصرف حدود شش تا هشت لیوان آب در روز برای بسیاری از افراد توصیه میشود، هرچند میزان مورد نیاز میتواند بر اساس شرایط فردی متفاوت باشد. آبمیوه و سایر نوشیدنیها نیز جایگزین کاملی برای آب نیستند و بهتر است آب به عنوان نوشیدنی اصلی در برنامه روزانه قرار گیرد. همچنین لازم است از دوران میانسالی، مصرف برخی مواد غذایی محدود شود؛ از جمله نمک، غذاهای پرچرب و غذاهای آماده و فستفود. این عادات غذایی باید از سالهای قبل اصلاح شوند تا فرد بتواند با بدنی سالمتر وارد دوران سالمندی شود؛ در واقع، باید از همین امروز به سالمندی خود فکر و تلاش کنیم در سالهای آینده با حفظ سلامت جسمی، استقلال خود را تا حد امکان حفظ کنیم و برای انجام فعالیتهای روزمره وابستگی کمتری به دیگران داشته باشیم.»
این متخصص همچنین «حفظ روابط اجتماعی» را از پایههای سالمندی سالم برشمرد و افزود: « بسیاری از افراد تصور میکنند داشتن سلامت جسمی و فعالیت ورزشی بهتنهایی برای داشتن سالمندی سالم کافیست، در حالی که فردی که میخواهد سالمندی سالمی داشته باشد، باید از سالهای قبل روابط اجتماعی خود را نیز حفظ و تقویت کند. در دوران سالمندی، به دلیل بروز برخی مشکلات جسمی، ممکن است ارتباطات اجتماعی افراد کاهش پیدا کند. برای مثال، کاهش شنوایی میتواند بر روابط فرد با اطرافیان تأثیر بگذارد و باعث شود فرد به تدریج از ارتباطات اجتماعی خود فاصله بگیرد، همچنین یکی دیگر از مشکلات، احساس تنهایی و گوشهنشینی است؛ مسئلهای که متأسفانه در جامعه نیز شیوع قابل توجهی دارد؛ به همین دلیل، سالمندان باید تا حد امکان در جامعه حضور داشته باشند و در فعالیتهای اجتماعی مختلف مشارکت کنند. حفظ ارتباط با خانواده، دوستان و جامعه میتواند نقش مهمی در داشتن یک سالمندی سالم و باکیفیت داشته باشد.»
پیشگیری باید مقدم باشد
دکتر احمدی در پاسخ به این سوال که «چه برنامههایی میتوان برای فرهنگسازی سالمندی سالم اجرا کرد؟» گفت: «به نظر من یکی از مهمترین ابزارها در این زمینه، رسانهها هستند. رسانهها تأثیر زیادی دارند و در کشورهای پیشرفته نیز بسیاری از تغییرات بزرگ از طریق رسانهها آغاز شده است. متأسفانه رسانههای ما هنوز تصویر مناسبی از سالمندی ارائه نمیکنند. وقتی قرار است یک فرد سالمند را در رسانهها نشان دهیم معمولاً او را در یک آسایشگاه، روی تخت و در شرایطی وابسته به دیگران به تصویر میکشیم؛ در حالی که نمونههای بسیار زیادی از سالمندانی داریم که کاملاً مستقل هستند چون با سبک زندگی سالم وارد دوران سالمندی شدهاند. راهکار دیگر، نقش حکمرانی، سیاستگذاران و بهطور مشخص نهادهایی مانند شهرداریهاست. باید محیط شهری به گونهای طراحی و مناسبسازی شود که افراد سالمند بتوانند به راحتی در آن تردد و از خدمات مختلف استفاده کنند. گاهی تصمیم میگیریم در یک پارک یا رویداد اجتماعی شرکت کنیم، اما یک فرد سالمند به دلیل مشکلات جسمی ناشی از افزایش سن، با موانعی مانند تعداد زیاد پلهها یا پلههای غیراستاندارد مواجه میشود. اگر بخواهیم تهران را به عنوان یک شهر دوستدار سالمند ارزیابی کنیم، کافیست خودمان را برای مدت کوتاهی در شرایط یک فرد سالمند قرار دهیم و ببینیم آیا واقعاً دسترسی مناسبی به مترو، پارکها، مراکز خدماتی و سایر فضاهای شهری وجود دارد یا خیر. حتی در برخی مراکز بهداشتی و درمانی، خدمات در طبقات دوم یا سوم بدون امکانات ارائه میشود و وقتی یک خدمت برای فرد قابل دسترس نباشد، عملاً نمیتواند از آن استفاده کند.
وی همچنین با اظهار تاسف از اولویت داشتن درمان بر پیشگیری افزود: « باید ابتدا بر پیشگیری تمرکز و افراد را توانمند کنیم تا با سلامت و استقلال بیشتری وارد دوران سالمندی شوند. نباید صرفاً به تعداد تختهای بیمارستانی یا دستگاهها افتخار کنیم؛ هدف اصلی باید این باشد که کاری کنیم افراد تا حد امکان به این امکانات نیاز پیدا نکنند یا مدت بستری آنها به حداقل برسد. البته وجود زیرساختهای درمانی ضروری است، اما پیشزمینه آن، توجه جدی به پیشگیری و توانمندسازی افراد است.»
وابستهپروری نکنیم
این متخصص سالمندشناسی در بخش دیگر گفتوگو با ایسنا در باره اینکه آمادهنبودن کشور برای سالمندی جمعیت بیشتر از فرهنگ جامعه ناشی میشود یا سیاستگذاریها؟ گفت: «واقعیت این است که سیاستگذاری خیلی تأثیرگذار است. ما در اسناد توسعه ملی کمتر به موضوع سالمندی جمعیت پرداختهایم و به تازه کمکم داریم به این مسئله توجه میکنیم که جمعیت سالمند در کشور رو به افزایش است؛ بنابراین بخشی از این مسئله به سیاستگذاریهای کلان کشور برمیگردد که شاید تاکنون بهطور جدی به سالمندی جمعیت توجه نکردهاند. بخشی دیگر هم البته به فرهنگ جامعه مربوط میشود. ما در کشورمان فرهنگ احترام به سالمندان داریم که بسیار خوب است، اما گاهی همین فرهنگ به «وابستهپروری» منجر میشود. مثلاً وقتی فردی به سن بازنشستگی یا سالمندی میرسد، فرزندان از روی دلسوزی میگویند: «شما دست نزن، من خودم انجام میدهم»، «شما بنشین، من برایتان آب میآورم» یا «مادر، شما بیرون نرو، خودم برایت خرید میکنم.» این رفتارها در ظاهر محبتآمیز است، اما در بلندمدت ممکن است فرد را وابسته کند و اجازه ندهد توانمندیهایش را حفظ کند.
در کشورهایی که توانستهاند سالمندی جمعیت را بهتر مدیریت کنند، اصل بر این است که هر فرد تا جایی که توانایی دارد، کارهای شخصی خودش را انجام دهد. ما هم باید سالمندان را تشویق کنیم که فعالیتهای روزمرهشان را خودشان انجام دهند. مثلاً اگر سالمند توانایی خریدکردن دارد، بهتر است خودش خرید کند؛ چون همین کار ساده علاوه بر تحرک فیزیکی، باعث حفظ روابط اجتماعی او میشود. همین عادتهای کوچک وقتی کنار هم قرار میگیرند، میتوانند به شکلگیری «سالمندی سالم» کمک کنند؛ در حالیکه اگر فرهنگ وابستهپروری را ادامه دهیم، ممکن است بهتدریج تعداد افراد وابسته افزایش پیدا کند و این مسئله خودش به یک بحران اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود.»