آریا بانو - خراسان / دوستم به من نارو زد. حالا میخواهم از این فرد کلکباز انتقام بگیرم اما جربزهاش را ندارم. کلا افکار منفی زیادی در ذهنم دارم که باعث شده، اوقاتم همیشه تلخ باشد. چه کنم؟
مخاطب گرامی، اولین نکته این است که برخلاف باور رایج، غمگین یا خشمگین شدن از اتفاقات تلخ یا افکاری مانند انتقام و نظایر آن تا حد زیادی طبیعی است. هر انسان سالمی از نادیده انگاشته شدن، مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و امثال آن ناراحت و پریشان میشود؛ اما آنچه ناسالم است، تکرار بیش از حد این افکار و مرور شبانهروزی آنها در ذهن است. موضوعی که به آن نشخوار ذهنی گفته میشود و صرفا معطوف به موارد تازه نیست و فردی که به آن مبتلا شده، همواره به دنبال زیر و رو کردن گذشته به منظور یافتن چیزی برای سرزنش خود است.
خودتان را باور کنید
موضوع دیگری که در پیامکتان گفتهاید، این است که جربزهاش را ندارم. یعنی بیعرضه هستم. این ناشی از باور نداشتن خود است. بهتر است انگیزههای درونی خود برای کمک به دیگران را بازنگری کنید. به طور مثال اگر برای نفس بخشنده بودن کاری را انجام میدهید، قاعدتا قدردانی دیگران نباید برایتان اهمیتی داشته باشد، اما اگر برای پذیرفته شدن و عزیز شدن این کارها را میکنید، بهتر است دنبال رفتار دیگری باشید که شما را با خود آشتی دهد تا به تایید دیگران نیاز نداشته باشید.