آریا بانو

آخرين مطالب

دعای امام حسین علیه السلام در صبح عاشورا اجتماعي

دعای امام حسین علیه السلام در صبح عاشورا
  بزرگنمايي:

آریا بانو -
دعای امام حسین علیه السلام در صبح عاشورا
٥٠
٠
آخرین خبر / طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی
امام حسین(ع) بعد از نماز صبح برای اصحابشان سخنرانی کردند. آنها را به صبر و جهاد دعوت کردند و بعد دعا خواندند: «اللهم انت ثِقَتی فی کل کَرب (خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری)
کوفیان پیمان شکن هم آن طرف نماز را به امامت عمر سعد ملعون خواندند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.
حدود ساعت 6 صبح؛
امام حسین(ع) دستور دادند تا اطراف خیمه‌ ها خندق بکنند و آن را با بوته‌ های خار پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه دشمن از پشت سر بشوند.
کمی بعد از طلوع آفتاب امام(ع) سوار بر شتری شدند تا بهتر دیده شوند، آنگاه رو‌بروی سپاه کوفه رفتند و با صدای بلند برای آنها خطبه‌ خواندند، صفات و فضایل خویش و پدر و برادرشان را یادآوری کردن و اینکه کوفیان به ایشان نامه نوشته‌ اند حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار دادن و از حجار بن ابجر و شبث ربعی پرسیدن که مگر آنها او را دعوت نکرده‌اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه‌ هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کردن که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام‌(ع) پرسید: چرا حکم ابن زیاد را نمیپذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمیرهاند؟!
اینجا امام(ع) آن جمله معروفشان را فرمودند: «فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است من را بین کشته شدن و قبول ذلت مجبور کرده! ذلت از ما دور است»
سخنرانی اباعبدلله(ع) حدودا نیم ساعت طول کشیده است.
🏴حدود ساعت 8 صبح؛
بعد از سخنرانی امام‌(ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت از جمله بریر که «سیّد القرّآء» آقای قرآن خوان‌ ها‌ی کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر امام فریاد معروف «هل من ناصرٍ ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حر ابن یزید ریاحی.
فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند به طرف سپاه امام آمدند. بعید نیست که کسان دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ از سپاه کوفه فرار کرده باشند.
🏴حدود ساعت 9 صبح؛
در این ساعت بود که شمر ابن ذلجوشن ملعون به عمر سعد پرخاش کرد که چرا اینقدر تعلل می‌کند؟! عمر سعد حرامزاده عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. پس اولین تیر را به سمت سپاه امام(ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم» (لعنت خدا بر او باد)
بعد از انداختن تیر توسط این ملعون کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند.
امام به یارانش فرمود: «اینها نمایندۀ این قوم هستند. برای مرگی که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست آماده شوید» چند نفر از سپاه امام در این تیرباران کشته شدند. (تعداد کشتگان تیراندازی با تعداد کشتگان حمله اول در کتابهای مقتل تا 50 نفر ذکر شده)
🏴حدود ساعت 10 صبح؛
بعد از تیراندازی یسار غلام زیاد بن اَبیه و سالم غلام ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند.
عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کردن و فرمودن: «به گمانم حریف کُشنده‌ای باشی» عبدالله آن دو نفر را به درک واصل کرد البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار ملعون به جناح راست سپاه امام حسین(ع) حمله کرد اما حبیب ابن مظاهر و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند. همزمان شمر ملعون به جناح چپ سپاه امام‌(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر ملعون در این حمله زخم برداشت. بعد از عقب ‌نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد نابکار 500 تیرانداز فرستاد که دوباره سپاه امام(ع) را تیرباران کردند. در این تیرباران تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند.
الفتوح شهدای این حملات را 50 نفر و ابن شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده.
اولین شهید ابوالشعثا بود (این ابوالشعثا تیرانداز بود و 8 تیر انداخت که 5 نفر از دشمن را کشت؛ امام‌(ع) او را دعا کردن)
گروهی از سپاه شمر ملعون خواستند از پشت سر به امام‌(ع) حمله کنند که با آتش خندق مواجه شدند. زهیر و 10 نفر به آنها حمله کردند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield