آریا بانو

آخرين مطالب

داستانک/ دعای پیرزن و پزشک مشهور گوناگون

داستانک/ دعای پیرزن و پزشک مشهور
  بزرگنمايي:

آریا بانو -
داستانک/ دعای پیرزن و پزشک مشهور
٣٤٤
٠
یکی بود /پزشک و جراح مشهوری در پاکستان برای شرکت در یک کنفرانس علمی که برای بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی‌اش برگزار می‌شد، با عجله به فرودگاه رفت. مدتی بعد از پرواز ناگهان اعلام کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه، که باعث از کارافتادن یکی ازموتورهای هواپیما شده، مجبورند فرود اضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشند. بعد از فرود، دکتر بلافاصله به اطلاعات پرواز رفت و خطاب به آنها گفت: «من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه برای من برابر با جان خیلی از انسانهاست و شما می‌خواهید من 16ساعت تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم؟»
یکی از کارکنان گفت: «جناب دکتر، اگر خیلی عجله دارید می‌توانید یک ماشین دربست بگیرید، تا مقصد شما سه ساعت بیشتر نمانده است.»
دکتر ایشان با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان در وسط راه اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوری که ادامه رانندگی برایش مقدور نبود. ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگر راه را گم کرده و خسته، کوفته و درمانده و با ناامیدی به راهش ادامه داد که ناگهان کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد. کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد. صدای پیرزنی را شنید که گفت: «بفرما داخل هر که هستی، در باز است.»
دکتر داخل شد و از پیرزن که زمین‌گیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند. پیرزن خنده‌ای کرد و گفت: «کدام تلفن فرزندم؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی. ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدر کنی و کمی غذا هم هست بخور تا جان بگیری.»
دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد. در حالی که پیرزن مشغول خواندن نماز و دعا بود دکتر متوجه طفل کوچکی شد که بی‌حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود و پیرزن هر از گاهی بین نمازهایش او را تکان می‌داد. پیرزن مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود، که دکتر رو به او گفت: «بخدا من شرمنده این لطف و کرم و اخلاق نیکوی تو شدم، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.»
پیرزن گفت: «و اما شما، رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش شما را کرده است. ولی دعاهایم همه قبول شده است بجز یک دعا.»
دکتر ایشان گفت: «چه دعایی؟»
پیرزن گفت: «این طفل معصومی که جلو چشم شماست نوه من هست که نه پدر دارد و نه مادر و به یک بیماری مزمنی دچارشده که همه پزشکان اینجا از علاج آن عاجز هستند. به من گفته‌اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر ایشان هست که او قادر به علاجش هست، ولی او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمی‌توانم این بچه را پیش او ببرم. می‌ترسم این طفل بیچاره و مسکین خوار و گرفتار شود. پس از خدا خواسته‌ام که کارم را آسان کند!»
دکتر ایشان در حالی که گریه می‌کرد گفت: «به والله که دعای تو، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه‌ها شد و آسمان را به باریدن واداشت تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند و من هرگز باور نداشتم که الله عز و جل با یک دعایی این چنین اسباب را برای بندگان مؤمنش مهیا می‌کند و بسوی آنها روانه می‌کند.»
وقتی که دست‌ها از همه اسباب کوتاه می‌شود، فقط پناه بردن به آفریدگار زمین و آسمان بجا می‌ماند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

جذابیت های جادویی کوه های رنگین کمانی

راهنمای سفر به بازمانده‌‌ای از تمدن ایلام

تعقیب و گریز با دو پارکورکار حرفه ای !

رازهای خوشبختی بیل گیتس فاش شد

نگاهی به آیین‌های شب یلدا در لرستان

مجسمه سازی با نئون

مکان های شگفت انگیز اروپا که از وجود آن اطلاع نداشتید

تا حالا دستگاه بُرش کاغذ رو از نزدیک دیده بودین؟!

خشن‌ترین درخت کریسمس

پاسخ تست هوش را پیدا کنید

تصاویری زیبا از کشور استرالیا!

طنز/ عواقب اقدام نماینده مردم در پارلمان مکزیک

مانتیس کونگ فوکار در برابر عنکبوت جهنده !

کریسمس و سال نو در چین

طرز فکر صفر یا صدی‌ را متوقف کنید!

دبی: دوست یا دشمن طبیعت؟

کارهای هنری روی ناخن

دستگیری مردی که به جای مادرش امتحان رانندگی داد!

فسیل عجیبی که ثابت می کند مارها در گذشته قدم می زدند!

غذا را تنها با یک دست خرد کنید و بخورید

گربه ای که باعث تاخیر یک ساعته پرواز شد

بازی با ریاضی و اعداد

ایرلاین‌ها چطور مسیرهای جدید پرواز را انتخاب می‌کنند؟

کریسمس و سال نوی در چین

تایم لپسی تماشایی از رشد قارچ

وقت بجا آوردن نماز واجب

تبدیل انسان به روبات!

گوناگون/ استقبال از خرس خاطره انگیز!

پرواز با جارو میلیاردها بیننده را گیج کرد!

تضمین عجیب آیت الله قاضی برای آثار نماز اول وقت

موضوعات جالب و زیبایی که در کشور‌های مختلف تدریس می‌شود

وقتی گربه برای اولین بار کشف می کند که گوش دارد!

ایستگاه سوپ خوری رایگان در دانشگاه‌

برخورد لاستیک به یک عابر پس از چپ کردن خودرو

در محضر بزرگان/ اسلام عالم بی دین و جاهل دیندار نمی خواهد

از شوخی هندی‌ها با پیاز تا درخواست برای بوق زدن!

4گوشه دنیا/ مرگ مرموز دسته‌جمعی صدها پرنده در ولز

فنس هایی که مانع فرار کردن گربه هاست!

وحشت عکاس حیات‌وحش از رویارویی غافلگیرانه با پلنگ

حکایت/ طعنه به شوم بودن پادشاه

کیک‌هایی با ظاهری متفاوت

طنز/ بدجوری گیر کردیم آخه تو آمپاس!

سقوط تریلی روی ماشین پلیس !

عواقب تحقیر و سرزنش دیگران

تمرینات نظامی واحد واکنش سریع چین

صندلی پوشیدنی هم ساخته شد

هشدار خطر دنیاطلبی حتی به پیامبر!

تصادف شدید موتور سوار با سواری

انفجار ناگهانی یک رستوران

سقوط وانت به داخل دریاچه به دلیل لغزندگی سطح جاده