آریا بانو

آخرين مطالب

بلاتکلیف؛ اسیدپاشیِ اصفهان، قمه‌کشیِ تهران و پزشک تبریزی گوناگون

بلاتکلیف؛ اسیدپاشیِ اصفهان، قمه‌کشیِ تهران و پزشک تبریزی
  بزرگنمايي:

آریا بانو - ماجرای مرموز مجسمه های تهران، محاکمه غیابی یک بادیگارد ، اسیدپاشی های ناشناس در اصفهان و پزشک تبریزی که همه اعضای خانواده اش را مسموم کرد چهار پرونده جنجالی و مهم هستند که با گذشت سال ها از وقوع ، هنوز هم روند رسیدگی به آنها در جریان است .
روزنامه شهروند : سال‌هاست که مُهر بلاتکلیفی دارند. ابهام و انبوهی از سوال‌های بی‌پاسخ که باعث شده این پرونده‌ها، بی‌سرانجام در انتظار باشند. منتظر رد و نشانی از واقعیت. اینکه پشت پرده این پرونده‌ها چه اتفاقی افتاده، سوالی است که یافتن پاسخ منطقی برای آن، سال‌ها شاید هم دهه‌ها طول بکشد، حتی در مواردی راز برخی از این پرونده‌ها هیچ وقت برملا نمی‌شود و تا همیشه سر به مهر باقی می‌ماند.
از این دست پرونده‌ها کم نیست، از جنایت و تجاوز و آدم‌ربایی گرفته تا سرقت‌ها و کلاهبرداری‌های کلان. همین که جرمی واقع شود، پلیس و مقامات قضائی به دنبال روشن‌شدن موضوع دست به کار می‌شوند. این سرنخ‌ها هستند که تیم تحقیقات را قدم‌به‌قدم به واقعیت نزدیک می‌کنند. اما وقتی سرنخی نباشد، کار گره می‌خورد. حتی زبده‌ترین کارآگاهان پلیس هم در برخی موارد راه به جایی نمی‌برند و ناکام در حل معمای پرونده، آن‌ها را به گذر زمان می‌سپارند.
اما همیشه هم این‌گونه نیست، در مواردی هم پس از تکمیل شدن تحقیقات و صدور کیفرخواست، بررسی پرونده در دادگاه با تأخیر مواجه می‌شود. قاضی تحقیقات را کامل نمی‌داند، شهود شهادت‌شان را پس می‌گیرند، ادله کافی برای اثبات جرم وجود ندارد و ده‌ها مورد دیگر که هر کدام‌شان با توجه به بار حقوقی که دارند، قاضی را از صدور رأی نهایی باز می‌دارند. آنچه در ادامه می‌خوانید مروری بر چند پرونده جنجالی و مهم است که با گذشت سال‌ها از وقوع شان هنوز هم روند رسیدگی به آن‌ها در جریان است.
ماجرای مرموز مجسمه‌های تهران
سرقت‌های سریالی مجسمه‌ها و سردیس‌های پایتخت یکی از پرونده‌های مرموز و معمایی است که با گذشت ١٠‌سال از وقوع آن هنوز نه سارقان آن دستگیر شده‌اند و نه ردی از مجسمه‌های ناپدیدشده به دست آمده است. اواسط سال ٨٩ بود که خبر ناپدیدشدن پی‌درپی مجسمه‌ها در سطح شهر تهران رسانه‌ای شد.
ماجرا از سردیس استاد شهریار در نزدیکی تالار وحدت کلیدخورد. خبری که احساسات عمومی را برانگیخت. ابتدا انگشت اتهام به سمت مدیریت شهری نشانه رفت و همه به تصور اینکه این اقدام با دستور مسئولان شهری صورت گرفته، شهرداری را به باد انتقاد گرفتند. اما ساکنان خیابان بهشت بلافاصله نقش‌شان را در ناپدید‌شدن سردیس سراینده حیدربابا تکذیب کردند و در خبری بهت‌آور به‌طور رسمی اعلام کردند که سردیس شهریار ربوده شده است. همین آغازی بود برای سرقت ناباورانه سایر مجسمه‌های تهران، به‌طوری که در مدت زمان کوتاهی ١٢ سردیس و مجسمه در فضا‌های عمومی تهران ناپدید شد. این اتفاق عجیب مربوط به منطقه یا جغرافیای خاصی از شهر تهران هم نبود.
مجسمه افرادی، چون صنیع‌خاتم در پارک ملت، شریعتی در پارک شریعتی، مادر و فرزند در میدان صنعت، باقرخان در خیابان شهرآرا، ستارخان در خیابان ستارخان، ابن‌سینا در بهجت‌آباد، گوساله دانشگاه دامپزشکی و مجسمه‌های انتزاعی خانه هنرمندان، یکی پس از دیگری به سرقت رفتند. در همان بحبوحه بود که مسئولان شهری اعلام کردند چهار سردیس شامل «نواب صفوی» در منطقه10 و ابتدای بزرگراه نواب، سردیس «دانته» در پارک شهر، مجسمه «ابوسعید ابوالخیر» در میدان منیریه و سردیس «اقبال لاهوری» در بوستان مشاهیر شهرری به دلیل اجرای پروژه، بازسازی یا اصلاح جمع‌آوری شده‌اند.
اما چندی بعد سخنگوی وقت شهرداری این خبر را تکذیب کرد و آن را بازی با افکار عمومی نامید. با این حساب تعداد مجسمه‌های ناپدیدشده تهران بیشتر شد، درحالی‌که مسئولان شهری و پلیس مشغول توضیح درباره این حوادث سریالی عجیب بودند. صحبت‌های مطرح‌شده از سوی برخی کارشناسان و صاحبان اثر درباره وزن این آثار هنری موضوع را پیچیده‌تر کرد. براساس اطلاعات موجود این مجسمه‌های برنزی چیزی بین ١٠٠ تا ٧٠٠ کیلوگرم وزن داشتند. درواقع جابه‌جایی و حمل آن‌ها نیاز به تجهیزات داشت.

آریا بانو


اینکه چطور سارقان توانسته‌اند در انظار عمومی دست به چنین اقدامی بزنند، سوالی بود که افکار عمومی به دنبال پاسخی برای آن بود. همین امر هم باعث شد تا بازار شایعات و اخبار غیررسمی درباره تعمدی‌بودن این سرقت قوت بگیرد. این موضوع به قدری عجیب بود که مسئولان را هم دچار تردید کرد. مرتضی تمدن، استاندار وقت تهران گفته بود که «نمی‌شود باور کرد یک تن مجسمه در پارک‌ها و مکان‌های پرتردد و وسیع پایتخت در مدت یک هفته به سرقت برود. کارگروه ویژه‌ای در شورای تأمین استانداری تهران برای پیگیری سرقت‌های اخیر تشکیل شده است و به‌زودی گزارش آن اعلام می‌شود.»
محمدباقر قالیباف، شهردار وقت تهران نیز نسبت به این سرقت‌ها ابراز تعجب کرد: «این اقدام کاری سازماندهی شده است و سارقان به صورت باندی عمل کرده‌اند. به نظر نمی‌آید کار دزد عادی باشد و از همین جهت نیروی انتظامی باید ماجرا را پیگیری کند، ضمن اینکه ما فیلم سرقت یکی از مجسمه‌ها را در اختیار آن‌ها قرار دادیم.» به دنبال این صحبت‌ها توپ در زمین نیروی انتظامی افتاد. پلیس باید جدا از پیگیری پرونده پاسخگوی سوالات بی‌شمار افکار عمومی درباره این حادثه عجیب می‌بود. فرمانده انتظامی تهران بزرگ هم که فیلمی از سرقت مجسمه‌ها در دست داشت، در اولین قدم، سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ را مسئول این پرونده کرد.
رئیس پلیس وقت آگاهی تهران هم در همان روز‌ها به رسانه‌ها گفت: «سرقت‌ها کار افراد عادی نیست؛ مجسمه‌های سرقت‌شده هم به درد افراد معمولی نمی‌خورد، بلکه قطعا افراد خاصی طالب آن هستند که همین امر باعث می‌شود تحقیقات در جهت خاصی پیش برود. به‌زودی نتیجه اقدامات پلیس آگاهی تهران برای دستگیری اعضای این باند از طریق رسانه‌ها به اطلاع همه شهروندان خواهد رسید.»، اما حالا چند سال از آن روز‌ها گذشته و هنوز از نتیجه تحقیقات به عمل آمده درباره عاملان و سرنوشت سردیس‌های به سرقت رفته خبری نیست.
البته در طول این سال‌ها عده‌ای جنس برنزی مجسمه‌ها و ارزش مالی آن‌ها را انگیزه اصلی سارقان عنوان کرده‌اند. همین امر هم باعث شد تا سازمان زیباسازی شهرداری تهران تغییر جنس مجسمه‌ها را در دستور کار قرار دهد. اما عده‌ای دیگر هم ناپدیدشدن مجسمه‌های پایتخت را به گروه‌های خودسر ربط می‌دهند. حتی در برخی محافل خبری هم صحبت از توطئه بیگانگان در پشت پرده این پرونده عجیب به میان آمد. با این همه، اما واقعیت ماجرای مجسمه‌های ناپدیدشده تهران هنوز هم روشن نشده است.
محاکمه غیابی بادیگارد
درگیری خونین یکی از قوی‌ترین مردان ایران در خیابان جنت‌آباد، یکی دیگر از پرونده‌های بی‌سرانجام سال‌های اخیر است. هفتم اردیبهشت ماه سال ٩٠ بود که امیر قرایی همراه برادرش با شمشیر و قمه به جان دو نفر از دوستان قدیمی‌شان افتادند و درنهایت هم یکی از مضروبان به نام حمید ساعتی در بیمارستان جان باخت. در همان تحقیقات ابتدایی مشخص شد که امیر قرایی پس از ارتکاب این جنایت از کشور گریخته است.
علیرضا برادر امیر در بازجویی‌ها مدعی شد که قتل توسط برادرش صورت گرفته است. خانواده مقتول هم که در حرکتی انساندوستانه همه اعضای بدن فرزندشان را اهدا کرده بودند، با شکایت از دو برادر قرایی خواستار محاکمه عامل این جنایت شدند. اما مشکل اینجا بود که امیر قرایی به‌طور غیرقانونی از کشور خارج شده بود.

آریا بانو


تحقیقات به عمل آمده از علیرضا هم نشان داد که او عامل اصلی این جنایت نبوده است. براساس مستندات پرونده، انگیزه این جنایت هم اختلاف مالی سه میلیون تومانی امیر قرایی با حمید بود. درواقع مقتول این مبلغ به را امیر قرایی بدهکار بود و بدعهدی او در بازپرداخت آن باعث شد این دو دوست قدیمی با هم درگیر شوند. روز حادثه برادران قرایی به خانه حمید می‌روند، اما با وساطت مادر مقتول موضوع موقتا ختم به خیر می‌شود، اما چند ساعت بعد، در نزدیکی یکی از باشگاه‌های بدنسازی خیابان جنت‌آباد آن‌ها با هم درگیر می‌شوند که در این حین حمید با شمشیر سامورایی امیر قرایی به قتل می‌رسد.
موضوع به اینترپل اعلام شد و او تحت تعقیب قرار گرفت. ظاهرا امیر قرایی