آریا بانو

آخرين مطالب

در خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ 23 مرداد 1371 تا 1376 بخوانید:

ذخایر سنگ معدن با میلیاردها دلار ارزش، زیر متروی تهران گوناگون

ذخایر سنگ معدن با میلیاردها دلار ارزش، زیر متروی تهران
  بزرگنمايي:

آریا بانو - «شرکت مترو، حفر تونلى از اینجا به طرف طالقان را که 12 کیلومتر خواهـد بـود، شـروع‌ کرده است و از میان سنگ هاى گرانیت مى‌گذرد و ذخایر سنگ معدن، میلیاردها دلار ارزش دارد. بایـد بازاریـابى شـود.»

خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال 1371 تا 1376در زیر آمده است:
سال 1371
صبح خیلى زود بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. اخبار خودمان و بی ‌بی‌ سی فارسى انگلیس و صداى آمریکا را گرفتم. جنگ در افغانستان و بوسنى هرزگوین در صدر اخبار است.
ساعت هشت صبح به سوى نهاوند پرواز کردیم. در راه، آقاى شبیرى، مدیرکل برنامه و بودجه استان توضیح مى‌داد. از کنار قلّه الوند گذشتیم. دره‌هاى سرسبز و دشت‌هاى حاصلخیز جلب توجه مى‌کند. آبیارى سنتى و دامدارى سنتى نقاط ضعف این منابع طبیعى خوب است. آب‌هاى استان که از این ارتفاعات سرچشمه دارد، به طرف کرخه و سفید رود و سد ساوه مى‌رود؛ هنوز جاى مناسبى براى احداث سد و مهار آب‌ها ندارند. صنایع تبدیلى هم کم است و تازه دارد اقدام مى‌شود.
مردم نهاوند استقبال فوق‌العاده گرمى نمودند. فشردگى جمعیت و گرمى استقبال مردم، خیلى در خیابان معطل‌مان کرد. از بیمارستان تازه‌ساز شهر بازدید کردیم. یکى از پولداران نهاوندى مقیم آلمان آن را ساخته، ولى تأمین تجهیزات و اداره آن به عهده دولت است که بیشتر از ساختمان هزینه دارد. قسمتى از بیمارستان راه افتاده و قسمت‌هایى هنوز فعال نیست. تقاضایشان این بود که فعال کنیم. [دکتر رضا ملک‌زاده]، وزیر بهداشت[، درمان و آموزش پزشکی] که همراه‌مان است، مى‌گوید نیرو و اعتبار کم داریم.
به ورزشگاه نهاوندرفتیم. امام جمعه و فرماندار خیرمقدم گفتند و گزارش دادند. من هم صحبت کردم. اجتماع پرشورى بود. در مسیر کنار قبر شهید آشیخ على حیدرى، همدرس‌ام در زمان طلبگى که در حادثه هفتم تیر شهید شد، توقف کردیم و فاتحه‌اى خواندیم.
به سوى ملایر پرواز کردیم. در راه آقاى [احمد] زمانیان، نماینده نهاوند توضیح مى‌داد. اطلاعات خوبى از منطقه دارد. از مهار آب‌ها و زیرکشت گردو و صنوبر بودن دشت‌ها و ارتفاعات و ساخت صنایع تبدیلى و تبدیل کوره‌هاى فراوان حومه ملایر که خاک و هوا را ضایع مى‌کند، به کوره‌هاى صنعتى گفت.
در ملایر استقبال مردم بسیار پرشکوه بود. بلوار بسیار زیباى شهر، مملو از جمعیت استقبال‌کننده بود. گفتند هواى شهر به خاطر فعالیت حدود هشتصد کوره آجرپزى، آلوده است. در استادیوم ورزشی، امام جمعه و فرماندار خیرمقدم گفتند و خواسته‌ها را مطرح کردند. مسئولان از امام جمعه خیلى راضی‌اند. سخنرانى گرمى برایشان نمودم.
با اتومبیل به سوى روستاى حسین آباد، واقع در 25 کیلومترى شهر حرکت کردیم. در مسیر روستاییان به گرمى از ما با قربانى گوسفند و دود اسپند و پاشیدن آب استقبال کردند. روستاى حسین‌آباد بهسازى شده است.
در مسجد روستا خیرمقدم گفتند. در میدان مقابل مسجد نحوه بهسازى را توضیح دادند. من هم تشویق‌شان کردم. از خانه بهداشت بازدید کردیم و وزیر بهداشت توضیح داد. خانم‌هاى بهورز براى بهداشت و تنظیم جمعیت، برنامه اجرا مى‌کنند.
با هلی‌کوپترها به تویسرکان پرواز کردیم. ازدحام عظیمى در اطراف منطقه فرود هلی‌کوپترها بود. به زحمت توانستیم به ماشین‌ها متصل شویم. شور و احساسات مردم غیرقابل توصیف بود. یکى از عوامل‌ این استقبال پُرشور، جبران بى‌احترامى بود که منافقین طرفدار بنى‌صدر در تویسرکان، در سفر من در اوایل پیروزى انقلاب، هنگام سخنرانى نمودند.
بنا بود دو ساعت بعد سخنرانى براى مردم باشد، ولى مردم متفرق نشدند؛ ناهار هم نخورده بودند. ناچار با همه خستگى، ما هم از استراحت و ناهار صرف نظر کردیم و مراسم سخنرانى براى مردم در میدان بزرگ و جدیدالاحداث خوب شهر انجام شد.
سال 1372
سرماخوردگى و کمى تب داشتم. عفت به مشهد رفت. او هم مثل من سرماخوردگى داشت. سفیر جدید فیلیپین و سفیر جدید افغانستان آمدند. تشریفات معمولى و سئوال و جواب درباره وضع کشورشان داشتیم. سفیر فیلیپین از مشکلات ناشى از حضور پایگاه‌هاى نظامى آمریکا و نیز خسارت‌هاى تعطیلی آنها در کوتاه مدت و خسارات ناشى از آتش فشان‌ها گفت. سفیر افغانستان که در دوران جهاد به عنوان نماینده جمعیت اسلامى در ایران بوده، فارسى را خیلى روان بلد و با واقعیت‌هاى ایران کاملاً آشنا بود؛ آدم مسلط و واردى به نظرم آمد.
آقاى [سیدرضا] زواره‌اى آمد. ظاهراً تشکر کرد که او را به عنوان وزیر کشور معرفى نکرده‌ایم. گفتم مجلس هم در رأى‌گیرى غیررسمى او را قبول نداشته است. مطابق معمول مقدارى از سازمان برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد انتقاد کرد.
آقاى [علی اصغر] باغانى، [نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه شهید بهشتی] آمد. براى عمران سبزوار و همچنین شرکت در مراسم 27 آذر دانشگاه شهید بهشتى استمداد کرد. از کسالت حنجره شکایت داشت. فائزه آمد براى ورزش بانوان استمداد کرد.
شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. درباره مسایل عراق، لبنان و موضوع کشتى چینى بود. آمریکایی‌ها مدعى وجود مواد شیمیایى قابل استفاده در سلاح شیمیایى براى ایران هستند. چینى‌ها خواسته‌اند که ما دخالت نکنیم و خودشان حل مى‌کنند. قبول کردیم. قرار شد تشکیل دومین کنفرانس فلسطین را به تأخیر بیندازیم. شب در دفترم ماندم کمى تب داشتم. با مُسکن خوابیدم.
آقاى [سیدرضا] زواره‌اى آمد. ظاهراً تشکر کرد که او را به عنوان وزیر کشور معرفى نکرده‌ایم. گفتم مجلس هم در رأى‌گیرى غیررسمى او را قبول نداشته است. مطابق معمول مقدارى از سازمان برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد انتقاد کرد
سال 1373
تیم‌هاى پیروز در المپیادهاى بین‌المللى دانش‌آموزان در رشته‏‌های فیزیک، شیمى، ریاضى و کامپیوتر آمدند. آقاى دکتر[محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] گزارش داد. من هم تشویق‏شان کردم؛ به هر یک از آنها، یک کامپیوتر و به استادان و سرپرستان، هر کدام، یک سکه بهار آزادى هدیه دادم؛ پنج نفرشان دخترند.
آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس‏‌جمهور] آمد و براى مسایل بازسازى کمک خواست. جلسه‌اى براى ساحل‏‌سازى دریاى خزر داشتیم. از وزارت راه و ترابری، وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه بودند. محسن، [رییس دفتر بازرسی ویژه رییس‏‌جمهور] گزارش داد و مسأله را طرح کرد. پس از مذاکرات، قرار شد یک قطعه ده کیلومترى، براى نمونه و آزمایش، به پیمان داده شود. در این روش ساحل‏‌سازی [= ساحل پرورشی]، ماسه‏‌های کف دریا، به ساحل پمپ می‏شود. این کار در ایران سابقه ندارد، اما در سواحل شمال اروپا معمول است.
عصر هیأت دولت جلسه داشت. بحث تعویض گذرنامه‌ها و سرمایه‌گذارى خارجى در دستور بود.
سال 1374
برای افتتاح اولین کنگره مدیران تربیت بدنی، به اردوگاه شهید باهنر رفتم. از پیروزی کشتی‏گیرانمان در [المپیک تابستانی آتلانتای] آمریکا و کسب مقام دوم و طلا گرفتن رسول خادم خوشحال بودند. من در صحبت‌‌هایم، ضمن تشویق ورزش، در این خصوص صحبت زیاد کردم و به تلخی به خُرد‌ه‌گیران به سفر ورزشکاران به آمریکا تاختم
عقد ازدواج دو نفر از کارکنان دفتر و پاسداران را بستم. آقای [سیدعباس] قائم‏‌مقامی، نماینده دفتر نمایندگی رهبری در دانشگاه تهران آمد و گزارش سفر به آمریکا را داد؛ تحت‏‌تأثیر شرایط آنجا قرار گرفته و طرفدار توسعه این‏گونه روابط است. برای دعوت از مدیران یکی از دانشگاه‌های آمریکا اجازه می‌خواست و از آزار‌های بچه‌های [مدرسه] حقانی و دفتر رهبری شکایت داشت.
آقای [محمدعلی] رحمانی، مسئول عقیدتی سیاسی ناجا [= نیروی انتظامی] آمد. گزارش کار داد و برای فعالیت بیشتر بودجه خواست. خاطره‌ای از پیش از انقلاب گفت که برای من اوراقی از سوی آقای [سیدمحمود] دعایی از نجف آورده بوده و اینجا در منزل ما، در جلسه‌‌ای شرکت کرده که من و آقایان [سیدمحمود] طالقانی و [مهدی] بازرگان و .. بودیم. جلسه برای مشورت در خصوص سئوالی بود که آقایان [حسینعلی] منتظری و [عبدالرحیم] ربانی از زندان نموده بودند. رژیم پیشنهاد مصاحبه‌ای با مضامین قابل قبول به آنها داده بو