آریا بانو

آخرين مطالب

دکتر عبدالله حامدی؛ پزشک جان‌باخته در راه مبارزه با تیفوس گوناگون

دکتر عبدالله حامدی؛ پزشک جان‌باخته در راه مبارزه با تیفوس
  بزرگنمايي:

آریا بانو - دکتر عبداله حامدی در فروردین ماه 1322 در سن 41 سالگی در اثر مراوده با بیماران، مبتلا به بیماری تیفوس شد و جان سپرد.

در سال 1322 خورشیدی، ایران در شرایطی مشابه اکنون، گرفتار یک بیماری واگیردار مرگبار به نام تیفوس گردید که هزاران ایرانی را به کام مرگ فرستاد، اما نکته‌ای که درباره این فاجعه مغفول مانده است فداکاری آن روز پزشکان ایرانی در مبارزه با این بیماری بود، فداکاری که این روزها نیزدر مواجهه با کرونا مشهود است. چند سال پیش افتخار وکالت برای خاندان حامدی را داشتم و در آشنایی با این خانواده ارجمند متوجه شدم که یکی از اعضای این خانواده، شخصیتی بوده به نام مرحوم دکتر عبدالله حامدی که در سال 1322 خورشیدی به تیفوس درگذشته است. دکتر حامدی بنیان‌گذار دانشکده دامپزشکی و نیز از موسسان موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی حصارک بوده اما عظمت این مرد بزرگ از آن‌جا است که در سال 1322 و در هنگامه اشغال ایران به وسیله متفقین‌که بیماری تیفوس شایع شده بود این دکتر عالی‌قدر بدون واهمه از این بیماریِ به شدت مسری به یاری هم‌میهنان‌خود شتافت و خود نیز مبتلا شد و در فروردین همان سال بر اثر این بیماری درگذشت. در شرح حال وی آمده است:
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در 1300 به پایان رسانید و سپس در مدرسه طب به آموختن علم پزشکی پرداخت. وی در سال 1304 در وزارت فلاحت و تجارت برای اولین بار در ایران مبادرت به تهیِه سرم ضد طاعون نمود. در سال 1305 برای تکمیل معلومات خود عازم فرانسه شد. دانشگاه آلفور را به خوبی گذرانید و حاصل پژوهش‌های خود را در زمینه میکروب‌شناسی در نامه انجمن زیست‌شناسی پاریس منتشر ساخت.
در سال 1310 به ایران بازگشت و خود را در اختیار اداره کل فلاحت گذاشت. بزرگ‌ترین اقدام او تااسیس یک واحد مدرن و علمی دامپزشکی در کشور بود و سپس موسسه‌ای در حصارک برای تهیه دارو و سرم به راه انداخت. در سال 1316 دست به ابتکار تازه‌ای زد و مجله دامپزشکی را منتشر نمود. از سال 1317 ریاست دانشکده دامپزشکی را نیز به وی سپردند.
مسئله مهم دیگر از نظر او اصلاح نژاد دام کشور بود. در سال 1318 برای مؤسسه دامپروری حیدرآباد تعدادی دام اصیل خارجی وارد کردند و این واحد نیز زیر نظر دکتر حامدی قرار گرفت. در سال 1320 با حفظ مقام ریاست دانشکده دامپزشکی، سمت مدیر کل فنی وزارت کشاورزی نیز به ایشان سپرده شد.
دکتر عبداله حامدی در فروردین ماه 1322 در سن 41 سالگی در اثر مراوده با بیماران، مبتلا به بیماری تیفوس شد و جان سپرد.
ایشان نواده اعتماد دربار، از رجال دربار مظفرالدین شاه، بود، روحش شاد و‌روح همه رجل خدمتگزار ایران.
نکته جالب این‌جاست که بعدها شعری از پدر بزرگ مرحومم شادروان مهندس اصغر بهمنی قاجار در تعزیت درگذشت دکتر حامدی و توصیف شرایط تلخ نوروز 1322 دیدم، که با شرایط امروز و نوروز 1399 نیز هم‌خوانی زیادی دارد. به پیوست این شعر زیبا را نیز درج می‌نمایم:
ماه فروردین فر و زیبی ندارد همچو پار
آسمان تن تیرگون کرده‌است و گرید زار زار
رستم نوروز را امسال گریان بود چشم
پاره دیده‌است او، مگر پهلوی سهراب بهار
موکنان مویه‌کنان زی کاوس اردی‌بهشت
شد که گیرد نوش‌دارو بهر پور نامدار
آه و دردا، شوخِ شهرآشوب دارویش نداد
نوجوانش مرد و از خونش زمین شد لاله‌زار
لاله‌های داغ‌دار اندر کنار کوه و دشت
ریخته با خاطری افسرده و قلبی فکار
نرگس شهلا که تاجش طعنه بر قیصر زدی
برگرفت افسر ز سر با چشم‌های اشک‌بار
آه و دردا دال‌سان شد پشت سرو اندر چمن
ریخت چون گاهِ خزان بس پنجه زر از چنار
ارغنونی صوت بلبل را ز شاخ ارغوان
نشنوم گویی که یارش رفته او را از کنار
عندلیب باربُد آهنگ را بشکست چنگ
خسرو پرویز گویا مرده شاه کامکار
صبحگاهان از نکیسای چمن نبود خبر
ای عجب اندر بهار از چیست ناپیدا هَزار
غنچه‌ای نشکفت و بلبل باز ننموده دهن
من ندیدستم بهاری این‌چنین اندوه‌بار
چون بهار احوال زارِ مردمِ ایران بدید
نامد از همدردی‌اش با مردم بیچاره عار
گفت تا گل پیرهن بر تن درد چون بیهشان
گفت تا پوشد بنفشه بر تنش نیلی اُزار
یا نه این آینه دل گشته پُر از آه و غم
زشت جلوه داده اندر چشم تصویر بهار
سبزه‌ها و باغ‌ها آری به دل باشد عیان
عکس لطف ما دهد بر سبزه و گل اعتبار
من ندانم بر بهاران گِریَمی یا بر جهان
یا بدین ویرانه ملک جم که خلقش گشته خار
نوجوانانش زیر تیغ دشمنان در خاک و خون
گل‌رخانش از خدنگ قحطی و ذلت فکار
گَه هواپیما کند پُر خون دل و دست یلان
گَه ز رنج و درد گشته خسته مرد هوشیار
هفت‌سین ما که از سین سعادت بُد نشان
از سعادت خالی است ار سازی او را هفت بار
آن‌چنان شد عیش از دل‌های این ملت برون
کز دل هر عاشق آشفته‌ای صبر و قرار
قحطی و ذلت ز هر سو گشته بر ما حمله‌ور
فقر و بدبختی بَرَد از یاد ما فر و تبار
این زبونی بین که از هر ناکسی گشته زبون
این فلاکت بین که از هر هندوئی گشته فکار
از زبونی قصد جان ما نمودستی مگس
ورنه کی پیل‌افکنی بوده‌است موری را شکار
ای فلک این سقف نیلی را ز هم یکباره ریز
ای جهان این چرخ گردون را دمی آرام دار
زهره و پروین تا به کی در آسمان پرده‌نشین
چند این مریخ خون‌آشام و تیغ آب‌دار
تا به کی بارد به کیوان از کمند تیر، تیر
تا به کی باشد عطارد در دو پیکر استوار
من نمی‌دانم چرا خونخوار گشته آدمی
آدمی کو تاج کرمنا گرفت از کردگار
نیست نفعی اندرین ننگین تمدن هیچ هیچ
من نمی‌ترسم ز کس می‌گویم این را آشکار
زین تمدن ما ندیدستیم جز رنج و الم
هرکه زد این سکه الحق سکه‌ای زد بی‌عیار
چنگلِ خونخوار این جنس دو پا در هم فتاد
ترسمی از جان یکدیگر برآرندی دمار
نوجوان‌ها خسته از پیکار جانسوز نبرد
مادران مغموم و محزون با قلوب داغدار
اتحاد و عشق میهن نیست اندر هیچ دل
ور دلی پرعشق باشد، هست یک اندر هزار
ای عجب! گشتیم از چه هریکی خصم دگر
گَه به پیکان خویشتن خستیم یا گَه احتکار
من ندانم اندر این کشور که بذر کینه کشت
تخم بد آخر نیارد هیچ غیر از تلخ ‌بار
ترس و فقر و ذلت و خواری همه با هم رفیق
گشته‌اند و ساختند این ملت بیجاره خوار
حاصل این زندگی چون هیچ غیر از مرگ نیست
به که نندیشیم چون مردان ز مرگ با فخار
آسمان دل ز خورشید خرد روشن کنیم
تا چه آن گردیم، اندر دور گردان برقرار
ز آز و کین و خودپرستی یک زمانی وارهیم
خودپرستان نیستندی جز گروه ژاژخوار
از سران ملک خالی گشته آوخ ملک جم
در بهارستان ایران نیست سروی سایه‌دار
آن‌چه باقی مانده شاهین اجل بی‌گاه و گاه
می‌کُند با چنگ خونخوار خود یکسر شکار
گاه ارفع را کُشد گه افخم و گه قهرمان
گاه شیبان آن گوگند آور خنجر گذار
بر کشاورزان گهی تازد که جان ملک را
بیمه کرده با عرق‌های جبین در کشتزار
حامدی را برگرفت از غمش پرخون نمود
سینه‌های رادمردانی چون او خدمتگزار
ماه اندر هاله غم غرق گشته این کسوف
پرکلف گردیده زین غم چهر هور نوربار
ای دریغ ایران که از مردان تهی گردد همی
ای تفو بر گردش گردون زشت نابکار
بهمنی از بهر تاریخ وفاتش زد قلم
سیصد و بیست و دو اندر فرودین بعد از هزار


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

در «دورهمی» مهران مدیری و بهناز جعفری چه گذشت؟

چهره ها/ عکس 33 سال قبل مجید واشقانی

چهره ها/ تبریک زهره حمیدی برای سیزده بدر

خواننده‌ای که در عصر جدید شگفتی‌ساز شد!

ارسال 300 چادر اسکان موقت برای سیل‌زدگان جنوب کرمان

حضور در طبیعت امسال نحس است

کاهش 57 درصدی ترددها در 17 روز

گلایه‌ روستانشینان سیل‌زده جازموریان از مسؤولان

تلاش محققان 15 دانشگاه ایرانی برای ساخت دارو و واکسن کرونا

کرونا چه زمانی در ایران تمام می‌شود؟

درستش هم اینه که فرغون ما رو ببره نه ما فرغون رو!

حق آموزنده ادب را اینگونه به جای آورید

قرنطینه‌های پدر و پسری

ناهار/ «شنیسل مرغ» مخصوص دورهمی خانوادگی

کرونا چه زمانی به پایان می‌رسد؟

آیا زن می‌تواند مرد را ممنوع الخروج کند؟

«نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» را دوبار ببینید

اجرایی که فقط بشیر حسینی آن را پسندید

فیلم‌بازی نوروزی؛ روایتی بی‌پرده از تقابل فرهنگی چین و آمریکا

ویدیوی بی نظیر از آرنولد و اسب و الاغش در قرنطینه کرونایی!

خبر تلخ کرونایی برای پایتخت‌نشینان!

فرمانده انتظامی تهران: آزادسازی زندانی‌ها سرقت‌ها را بیشتر کرد

این عید کرونایی، آن نوروز تیفوسی

خواهش جدی از مردم برای روز طبیعت

غذای اصلی/ کوفته تبریزی گیاهی تا حالا درست کرده‌اید؟

«دختران انقلاب» در میدان نبرد با کرونا

داوران «عصر جدید» تغییر می‌کنند!

هدیه نوروزی رضا بابک به تمام ایرانیان

فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون

پخش فصل دوم سریال «نون.خ» از 20 فروردین

زمین لرزه‌ی 6/3 ریشتری در آمریکا

کرونا در کمین دورهمی‌های سیزده به‌در

کاهش 68 درصدی تردد اتوبوس‌ در جاده‌ها

خبر تلخ زالی برای تهرانی ها

تقویم تاریخ/ قیام "محمدتقی خان پسیان" در خراسان

تفال/ پیش ازینت بیش از ازین اندیشه عشاق بود

چگونه استرس شب خواستگاری را کم کنیم؟

روستای «حیله ور» اسکو: روستایی مدفون در دل کوه

صبحانه/ تست و تخم مرغ، سریع و راحت

این روغن سلامت شما را به خطر می‌اندازد

صبحت بخیر و رنگی بانو

ورزش و تناسب اندام رژیم و تغذیه رژیم اوکیناوایی ، همان راز پنهان پوست قشنگها

عامل اصلی استرس زنان ، فرزند است یا همسر ؟

چگونه می توانیم دیگران را آزار ندهیم؟ + 30 روش

ملی‌پوش وزنه‌برداری زنان: با کسب نخستین مدال به تاریخ پیوستم

چهره ها/ توصیه رامبد جوان برای کنترل کرونا

بهترین ورزش برای دفع سنگ کلیه چیست؟

بررسی کلی مشارکت زنان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران

سهم سالانه ازدواج‌های مجدد، چقدر است؟

خطر مرگ؛ سیزده را در خانه بدر کنید